خلاصه و رده‌بندی سنی 18+

این متن شعری است که در آن شاعر از عشق و جفا، خطا و لطف، و تأثیرات شراب و ساقی سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که همه چیز از جمله جفا و خطا، در نهایت به لطف و صواب تبدیل می‌شود و همه این‌ها به عشق و حقیقت الهی مرتبط است.

متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به شراب و ساقی ممکن است برای سنین پایین‌تر مناسب نباشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۷ - ببستی چشم یعنی وقت خواب است

بِبَستی چَشمْ یعنی وَقتِ خواب است
نه خواب است آن، حَریفان را جواب است ۱

تو می‌دانی که ما چندان نَپاییم
وَلیکِن چَشمِ مَستَت را شِتاب است ۲

جَفا می‌کُن، جَفایَت جُمله لُطف است
خَطا می‌کُن، خَطایِ تو صَواب است ۳

تو چَشمِ آتشین در خواب می‌کُن
که ما را چَشم و دلْ باریْ کَباب است ۴

بَسی سَرها رُبوده چَشمِ ساقی
به شمشیری که آن یک قطره آبست ۵

یکی گوید که این از عشقِ ساقی است
یکی گوید که این فِعْلِ شراب است ۶

میْ و ساقی چه باشد؟ نیست جُز حَق
خدا داند که این عشق از چه باب است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۶ - بده یک جام ای پیر خرابات
گوهر بعدی:غزل ۳۳۸ - سماع از بهر جان بی‌قرار است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.