خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که از عشق و فداکاری در راه آن سخن می‌گوید. شاعر از شنیدن صدای طبل جنگ و آمادگی برای نبرد در راه عشق و یار سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که اندیشه و تردید در این راه جایی ندارد. همچنین، از حسین کربلایی یاد می‌کند و به او توصیه می‌کند که آب را رها کند، زیرا امروز شمشیر برنده‌تر است.

این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به جنگ و نبرد و استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۳۸ - سماع از بهر جان بی‌قرار است

سَماع از بَهرِ جانِ بی‌قرار است
سَبُک بَرجِه، چه جایِ اِنْتِظار است؟ ۱

مَشین این‌جا تو با اندیشه خویش
اگر مَردی بُرو آن جا که یار است ۲

مگو باشد که او ما را نخواهد
که مَردِ تشنه را با این چه کار است؟ ۳

که پروانه نَیَندیشد زِ آتش
که جانِ عشق را اندیشهْ عار است ۴

چو مَردِ جَنگْ بانگِ طَبْل بِشْنید
در آن ساعت، هزار اَنْدَر هزار است ۵

شَنیدی طَبْل، بَرکَش زود شمشیر
که جانِ تو غَلافِ ذوالْفَقار است ۶

بِزَن شمشیر و مُلْکِ عشق بِسْتان
که مُلْکِ عشقْ مُلْکِ پایدار است ۷

حسینِ کَربلایی، آب بُگْذار
که آبْ امروز تیغِ آبْدار است ۸
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۳۷ - ببستی چشم یعنی وقت خواب است
گوهر بعدی:غزل ۳۳۹ - سماع آرام جان زندگان است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.