هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از مفاهیم عرفانی و حماسی استفاده میکند. شاعر از مفاهیمی مانند شراب، خون، عشق و مبارزه با دشمنان صحبت میکند. او از پیر خرابات درخواست میکند که به جای شراب، خون دشمنان را به او بدهد و از مفاهیمی مانند موسی و فرعون برای بیان مبارزه بین حق و باطل استفاده میکند. شاعر همچنین از مفاهیم عرفانی مانند صید و باز برای بیان سلوک روحانی استفاده میکند.
رده سنی:
18+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و حماسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند خون و مبارزه ممکن است برای سنین پایینتر مناسب نباشد.
غزل ۳۳۶ - بده یک جام ای پیر خرابات
بِدِه یک جامْ ای پیرِ خَرابات
مگو فردا، که فی التَّاخیرِ آفات ۱
به جایِ باده دَردِه خونِ فرعون
که آمد موسیِ جانَم به میقات ۲
شرابِ ما زِ خونِ خَصْم باشد
که شیران را زِ صَیّادی است لَذّات ۳
چه پُرخون است پوز و پَنجه شیر
زِ خونِ ما گرفتهست این عَلامات ۴
نگیرم گور و نی هم خونِ انگور
که من از نَفیْ مستم نی زِ اثبات ۵
چو بازَم، گِردِ صیدِ زنده گَردَم
نگردم هَمچو زاغانْ گِردِ اَمْوات ۶
بیا ای زاغ و بازی شو به هِمَّت
مُصّفا شو زِ زاغی پیشِ مِصْفات ۷
بِیَفشانْ وَصفهایِ باز را هم
مُجَرّدتَر شو اَنْدَر خویشْ چون ذات ۸
نه خاک است این زمین، طشتی است پُرخون
زِ خونِ عاشقان و زَخمِ شَهْمات ۹
خُروسا چند گویی صُبح آمد؟
نِمایَد صُبح را خود نورِ مِشْکات ۱۰
مگو فردا، که فی التَّاخیرِ آفات ۱
به جایِ باده دَردِه خونِ فرعون
که آمد موسیِ جانَم به میقات ۲
شرابِ ما زِ خونِ خَصْم باشد
که شیران را زِ صَیّادی است لَذّات ۳
چه پُرخون است پوز و پَنجه شیر
زِ خونِ ما گرفتهست این عَلامات ۴
نگیرم گور و نی هم خونِ انگور
که من از نَفیْ مستم نی زِ اثبات ۵
چو بازَم، گِردِ صیدِ زنده گَردَم
نگردم هَمچو زاغانْ گِردِ اَمْوات ۶
بیا ای زاغ و بازی شو به هِمَّت
مُصّفا شو زِ زاغی پیشِ مِصْفات ۷
بِیَفشانْ وَصفهایِ باز را هم
مُجَرّدتَر شو اَنْدَر خویشْ چون ذات ۸
نه خاک است این زمین، طشتی است پُرخون
زِ خونِ عاشقان و زَخمِ شَهْمات ۹
خُروسا چند گویی صُبح آمد؟
نِمایَد صُبح را خود نورِ مِشْکات ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۵ - همه خوف آدمی را از درون است
گوهر بعدی:غزل ۳۳۷ - ببستی چشم یعنی وقت خواب است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.