هوش مصنوعی:
این شعر از درد عشق و رنجهای عاطفی سخن میگوید. شاعر از آتش دل، خوابهای پریشان، و احساسات عمیق خود نسبت به معشوق میگوید. او از رنجهای روحی و عاطفی خود مینالد و احساس میکند که در این عشق، همه چیز را از دست داده است. همچنین، شاعر از مفاهیمی مانند فنا، خیانت، و رنجهای روحی استفاده میکند تا احساسات خود را بیان کند.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند خیانت و رنجهای روحی نیاز به بلوغ فکری و تجربههای زندگی دارد تا به درستی درک شود.
غزل ۳۴۰ - دگربار این دلم آتش گرفتست
دِگَربار این دِلَم آتش گرفتست
رَها کُن تا بگیرد، خوش گرفتست ۱
بِسوز ای دل دَر این بَرق و مَزَن دَم
که عَقلَم ابرِ سوداوَش گرفتست ۲
دِگَربار این دِلَم خوابی بِدیدست
که خونِ دل همه مَفْرَش گرفتست ۳
چو سایه، کُل فَنا گردم اَزیرا
جهانْ خورشیدِ لشکرکَش گرفتست ۴
دِلَم هر شَب به دُزدیّ و خیانَت
زِ لَعْلِ یارِ سُلطان وَش گرفتست ۵
کجا پنهان شود دُزدیِّ دُزدی
که مالِ خَصْم زیرِ کَش گرفتست ۶
بَسی جان که هَمیپَرَّد زِ قالَب
ولی پایَش حریفِ کَش گرفتست ۷
زِ ذوقِ زَخمِ تیرش این دلِ من
به دندانْ گوشه تَرکَش گرفتست ۸
رَها کُن تا بگیرد، خوش گرفتست ۱
بِسوز ای دل دَر این بَرق و مَزَن دَم
که عَقلَم ابرِ سوداوَش گرفتست ۲
دِگَربار این دِلَم خوابی بِدیدست
که خونِ دل همه مَفْرَش گرفتست ۳
چو سایه، کُل فَنا گردم اَزیرا
جهانْ خورشیدِ لشکرکَش گرفتست ۴
دِلَم هر شَب به دُزدیّ و خیانَت
زِ لَعْلِ یارِ سُلطان وَش گرفتست ۵
کجا پنهان شود دُزدیِّ دُزدی
که مالِ خَصْم زیرِ کَش گرفتست ۶
بَسی جان که هَمیپَرَّد زِ قالَب
ولی پایَش حریفِ کَش گرفتست ۷
زِ ذوقِ زَخمِ تیرش این دلِ من
به دندانْ گوشه تَرکَش گرفتست ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳۹ - سماع آرام جان زندگان است
گوهر بعدی:غزل ۳۴۱ - بیا کامروز ما را روز عیدست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.