هوش مصنوعی:
این متن به مفاهیم فلسفی و اخلاقی مانند توبه، کرم، طلب، و تضادهای وجودی میپردازد. شاعر از اهمیت توبه و بخشش الهی، ارزش طلب و جستجو، و تضادهای درونی و بیرونی انسان سخن میگوید. همچنین، به نقش کرم و بخشش در زندگی انسان و اهمیت خاکساری و فروتنی اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۴۸ - صدایی کز کمان آید نذیریست
صَدایی کَزْ کَمان آید نَذیریست
که اَغْلب با صَدایشْ زَخمِ تیریست ۱
مُوثِّر را نِگَر در آبِ آثار
کَاثَر جُستن عَصایِ هر ضَریریست ۲
پَسِ لا تُبصِرونَتْ تُبْصِرونیست
بَصَر جُستن زِ الْهامِ بَصیریست ۳
تو هر چه داری نه جویانْش بودی؟
طَلَبها گوش گیریّ و بَشیریست ۴
چُنان کُن که طَلَبها بیش گردد
کَثیرُالزَّرع را طَمْع وفیریست ۵
مَشو نُومید از ظُلمی که کردی
که دریایِ کَرَم توبه پَذیریست ۶
گُناهَت را کُند تَسبیح و طاعات
که در توبه پَذیری بینَظیریست ۷
شِکَسته باش و خاکی باش این جا
که میجویَد کَرَم هر جا فقیریست ۸
کَرَم دامَن پُر از زَر کرد و آوَرْد
که تا وا میخَرَد هر جا اسیریست ۹
عزیزی بَخشَد آن کَس را که خواریست
بزرگی بَخشد آن را که حَقیریست ۱۰
که هستی، نیستی جویَد همیشه
زَکاتْ آن جا نیاید که امیریست ۱۱
اَزیرا مَظْهَرِ چیزیست ضِدَّش
از این دو ضِدّ را ضِدّ خود ظَهیریست ۱۲
تو بر تَخته سیاهی گَر نویسی
نَهان گردد که هر دو هَمچو قیریست ۱۳
بُوَد فرقی زِ تَرّی تا تَرَست خط
چو گردد خُشک پنهان چون ضَمیریست ۱۴
خَمُش کُن گر چه شَرحَش بیشِمارست
طَبیعتها عَدوِّ هر کَثیریست ۱۵
که اَغْلب با صَدایشْ زَخمِ تیریست ۱
مُوثِّر را نِگَر در آبِ آثار
کَاثَر جُستن عَصایِ هر ضَریریست ۲
پَسِ لا تُبصِرونَتْ تُبْصِرونیست
بَصَر جُستن زِ الْهامِ بَصیریست ۳
تو هر چه داری نه جویانْش بودی؟
طَلَبها گوش گیریّ و بَشیریست ۴
چُنان کُن که طَلَبها بیش گردد
کَثیرُالزَّرع را طَمْع وفیریست ۵
مَشو نُومید از ظُلمی که کردی
که دریایِ کَرَم توبه پَذیریست ۶
گُناهَت را کُند تَسبیح و طاعات
که در توبه پَذیری بینَظیریست ۷
شِکَسته باش و خاکی باش این جا
که میجویَد کَرَم هر جا فقیریست ۸
کَرَم دامَن پُر از زَر کرد و آوَرْد
که تا وا میخَرَد هر جا اسیریست ۹
عزیزی بَخشَد آن کَس را که خواریست
بزرگی بَخشد آن را که حَقیریست ۱۰
که هستی، نیستی جویَد همیشه
زَکاتْ آن جا نیاید که امیریست ۱۱
اَزیرا مَظْهَرِ چیزیست ضِدَّش
از این دو ضِدّ را ضِدّ خود ظَهیریست ۱۲
تو بر تَخته سیاهی گَر نویسی
نَهان گردد که هر دو هَمچو قیریست ۱۳
بُوَد فرقی زِ تَرّی تا تَرَست خط
چو گردد خُشک پنهان چون ضَمیریست ۱۴
خَمُش کُن گر چه شَرحَش بیشِمارست
طَبیعتها عَدوِّ هر کَثیریست ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۵۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۷ - قرار زندگانی آن نگارست
گوهر بعدی:غزل ۳۴۹ - مبر رنج ای برادر خواجه سختست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.