هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از درد و رنج عشق شکایت میکند و بیان میکند که عشق او خونخوار است و جانش را گرفته است. او به دل خود میگوید که این کار (عشق و رنج ناشی از آن) مربوط به او نیست، بلکه کار خود شاعر است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند «جان رفتن» و «خونخوار» ممکن است برای برخی سنین نامناسب باشد.
رباعی ۳۸۰ - کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
کس دل ندهد بدو که خونخوار منست
جان رفت چه جای کفش و دستار منست ۱
تو نیز برو دلا که این کار تو نیست
این کار منست کار من است کار منست ۲
جان رفت چه جای کفش و دستار منست ۱
تو نیز برو دلا که این کار تو نیست
این کار منست کار من است کار منست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۸۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۷۹ - گر حلقهٔ آن زلف چو شستت نگرفت
گوهر بعدی:رباعی ۳۸۱ - کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.