هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن میگوید. او بیان میکند که حتی اگر لبهایش سکوت کنند، قلب و جانش با معشوق در ارتباط هستند. شاعر از جدایی و دوری رنج میبرد و آرزو میکند که معشوق بازگردد. او همچنین به رازداری و وفاداری خود اشاره میکند و از معشوق میخواهد که سکوت کند و به این احساسات عمیق توجه کند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای پیچیده ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
غزل ۳۷۳ - گر مینکند لبم بیانت
گَر مینکُند لَبَم بَیانَت
سِرّ میگوید به گوشِ جانَت ۱
گَر لب زِ سلامِ تو خَموش است
بس هم سُخَن است با نَهانَت ۲
تَن از تو هَمیکُند کَرانه
جان بِگْرفته است در میانَت ۳
صورت اَگَرَت چو تیر اَنْداخت
جانَش بِکَشید چون کَمانَت ۴
هَرچ از تو نَهان کند بگوید
در گوشِ ضَمیرِ رازْدانَت ۵
این دَم اگر از میان بُرونی
بازآرَد دل، کَمَرکَشانَت ۶
در باطِن کرده خاصِ خاصَت
در ظاهر کرده اِمْتِحانَت ۷
خامُش که چو در تو این غَم انداخت
بس باشد این کَشِش نشانَت ۸
سِرّ میگوید به گوشِ جانَت ۱
گَر لب زِ سلامِ تو خَموش است
بس هم سُخَن است با نَهانَت ۲
تَن از تو هَمیکُند کَرانه
جان بِگْرفته است در میانَت ۳
صورت اَگَرَت چو تیر اَنْداخت
جانَش بِکَشید چون کَمانَت ۴
هَرچ از تو نَهان کند بگوید
در گوشِ ضَمیرِ رازْدانَت ۵
این دَم اگر از میان بُرونی
بازآرَد دل، کَمَرکَشانَت ۶
در باطِن کرده خاصِ خاصَت
در ظاهر کرده اِمْتِحانَت ۷
خامُش که چو در تو این غَم انداخت
بس باشد این کَشِش نشانَت ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۷۲ - من سر نخورم، که سر گران است
گوهر بعدی:غزل ۳۷۴ - پرسید کسی که ره کدامست؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.