خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن به موضوع عشق و عاشقی می‌پردازد و بیان می‌کند که عاشق از هیچ چیز نمی‌ترسد زیرا همراهش عشق قدیمی است. عشق و عاشق یکی هستند و عاشق در طلب درستی و حقیقت است. متن همچنین به مفاهیم معنوی و روحانی اشاره می‌کند و از شمس تبریز به عنوان نماد کرم و بخشش یاد می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۳۷۵ - مر عاشق را ز ره چه بیمست؟

مَر عاشق را زِ رَه چه بیمست؟
چون هَمرَه ِعاشقْ آن قدیمست ۱

از رَفتنِ جان چه خوف باشد؟
او را که خدایِ جانْ نَدیمست ۲

اَنْدَر سَفَرست، لیک چون مَهْ
در طَلْعَتِ خوبِ خود مُقیمست ۳

کِی مُنْتَظِرِ نَسیم باشد
آن کَس که سَبُکتَر از نَسیمست؟ ۴

عشق و عاشق یکی‌ست ای جان
تا ظَن نَبَری که آن دو نیمست ۵

چون گشت دُرُست عشقِ عاشق
هم مُنْعِمِ خویش و هم نَعیمست ۶

او در طَلَبِ چُنین دُرُستی
در پیشِ سَهیلْ چون اَدیمست ۷

چون رَفت در این طَلَب به دریا
دُرّی ست، اگر چه او یَتیمست ۸

ای دیده کَرَم زِ شَمسِ تبریز
مَر حاتَم را مَگو کَریمست ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۷۴ - پرسید کسی که ره کدامست؟
گوهر بعدی:غزل ۳۷۶ - امروز جنون نو رسیده‌ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.