هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به انتقاد از شخصی میپردازد که از مسیر درست و فضیلتهای اخلاقی فاصله گرفته است. شاعر از او میپرسد که چرا از ارزشهای گذشته خود دور شده و به جای آب حیات، سرکه میفروشد. همچنین، به او یادآوری میکند که زمانی با فضل و حجت مینمایاند، اما اکنون در آزمون عشق شکست خورده است. شاعر از او میخواهد که این حقایق را در دل خود نگه دارد و آنها را آشکار نکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق اخلاقی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم فلسفی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر وجود دارد.
غزل ۳۸۳ - هین که گردن سست کردی، کو کبابت کو شرابت؟
هین که گَردن سُست کردی، کو کَبابَت کو شرابَت؟
هین که بس تاریکْرویی، ای گرفته آفتابَت ۱
یاد داری که زِ مَستی، با خِرَد اِسْتیزه بَستی؟
چون کلیدش را شِکَستی، از کِه باشد فَتحِ بابَت؟ ۲
در غَمِ شیرین نَجوشی، لاجَرَم سِرکه فروشی
آبِ حَیوان را بِبَستی، لاجَرَم رَفتهست آبَت ۳
بوالْمَعالی گشته بودی، فَضْل و حُجَّت مینِمودی
نَک مِحَکِّ عشق آمد، کو سوآلَت کو جوابَت؟ ۴
مِهْتَرِ تُجّار بودی، خویشْ قارون مینِمودی
خواب بود و آن فَنا شُد، چون که از سَر رفت خوابَت ۵
بس زَدی تو لافِ زَفتی، عاقِبَت در دوغ رَفتی
میخور اکنون آنچه داری، دوغ آمد خَمْرِ نابَت ۶
مَخْلَص و مَعنیِّ اینها گرچه دانی هم نَهان کُن
اَنْدَر اَلْواحِ ضَمیری، تا نیاید در کتابت ۷
هین که بس تاریکْرویی، ای گرفته آفتابَت ۱
یاد داری که زِ مَستی، با خِرَد اِسْتیزه بَستی؟
چون کلیدش را شِکَستی، از کِه باشد فَتحِ بابَت؟ ۲
در غَمِ شیرین نَجوشی، لاجَرَم سِرکه فروشی
آبِ حَیوان را بِبَستی، لاجَرَم رَفتهست آبَت ۳
بوالْمَعالی گشته بودی، فَضْل و حُجَّت مینِمودی
نَک مِحَکِّ عشق آمد، کو سوآلَت کو جوابَت؟ ۴
مِهْتَرِ تُجّار بودی، خویشْ قارون مینِمودی
خواب بود و آن فَنا شُد، چون که از سَر رفت خوابَت ۵
بس زَدی تو لافِ زَفتی، عاقِبَت در دوغ رَفتی
میخور اکنون آنچه داری، دوغ آمد خَمْرِ نابَت ۶
مَخْلَص و مَعنیِّ اینها گرچه دانی هم نَهان کُن
اَنْدَر اَلْواحِ ضَمیری، تا نیاید در کتابت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۲ - ای از کرم تو کار ما راست
گوهر بعدی:غزل ۳۸۴ - عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.