هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و وصال سخن میگوید و از مفاهیمی مانند عشق الهی، وحدت وجود، و زیباییهای طبیعت استفاده میکند. شاعر با بیان تصاویر شاعرانه و استعارههای عمیق، به توصیف حالات عاشقانه و عرفانی خود میپردازد و از رابطهی عاشق و معشوق و وحدت آنها سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۸۷ - خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست
خاکِ آن کَس شو که آبِ زندگانِش روشنست
نیم نانی دَررَسَد تا نیم جانی در تَنست ۱
گفتَمَش آخِر پِی یک وَصْل چندین هَجْر چیست؟
گفت آری من قَصابَم گِردْران با گَردنست ۲
دی تماشا رفته بودم جانِبِ صَحرایِ دل
آن نگُنْجد در نَظَر چه جایِ پیدا کردنست؟ ۳
چَشمِ مَستِ یار گویانْ هر زمان با چَشمِ من
در دو عالم مینگُنجَد آنچ در چَشمِ منست ۴
رو فُزون شو از دو عالَم تا بِریزم بر سَرَت
آنچ دل را جانِ جان و دیدگان را دیدنست ۵
ذَرّه ذَرّه عاشقانه پَهلویِ معشوقِ خویش
میزَنَد پَهلو که وقتِ عَقْد و کابین کردنست ۶
اَنْدَر آن پیوند کردن آب و آتش یک شُدهست
غُنچه آنجا سُنبُلست و سَرو آن جا سوسنست ۷
زیرِ پاشان گنجها و سویِ بالا باغها
بِشْنو از بالا نه وَقتِ زیر و بالا گفتنست ۸
من اگر پیدا نگویم بیصِفَت پیداست آن
ذوقِ آن اَنْدَر سَرست و طوقِ آن در گَردنست ۹
شَمسِ تبریزی تو خورشیدی چه گویم مَدحِ تو؟
صد زبان دارم چو تیغ اما به وَصفَت اَلْکَنست ۱۰
نیم نانی دَررَسَد تا نیم جانی در تَنست ۱
گفتَمَش آخِر پِی یک وَصْل چندین هَجْر چیست؟
گفت آری من قَصابَم گِردْران با گَردنست ۲
دی تماشا رفته بودم جانِبِ صَحرایِ دل
آن نگُنْجد در نَظَر چه جایِ پیدا کردنست؟ ۳
چَشمِ مَستِ یار گویانْ هر زمان با چَشمِ من
در دو عالم مینگُنجَد آنچ در چَشمِ منست ۴
رو فُزون شو از دو عالَم تا بِریزم بر سَرَت
آنچ دل را جانِ جان و دیدگان را دیدنست ۵
ذَرّه ذَرّه عاشقانه پَهلویِ معشوقِ خویش
میزَنَد پَهلو که وقتِ عَقْد و کابین کردنست ۶
اَنْدَر آن پیوند کردن آب و آتش یک شُدهست
غُنچه آنجا سُنبُلست و سَرو آن جا سوسنست ۷
زیرِ پاشان گنجها و سویِ بالا باغها
بِشْنو از بالا نه وَقتِ زیر و بالا گفتنست ۸
من اگر پیدا نگویم بیصِفَت پیداست آن
ذوقِ آن اَنْدَر سَرست و طوقِ آن در گَردنست ۹
شَمسِ تبریزی تو خورشیدی چه گویم مَدحِ تو؟
صد زبان دارم چو تیغ اما به وَصفَت اَلْکَنست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۱۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۶ - چون نداری تاب ذاتش چشم بگشا در صفات
گوهر بعدی:غزل ۳۸۸ - خدمت بیدوستی را قدر و قیمت هست؟ نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.