هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از مستی و شراب به عنوان استعارههایی برای عشق و وصال الهی استفاده میکند. او به تفاوت میان شراب معنوی و شراب مادی اشاره میکند و تأکید میکند که شراب معنوی، که اولیا مینوشند، از لطف خدا سرچشمه میگیرد. شاعر همچنین به مفهوم طهارت و پاکی درونی که از طریق این شراب معنوی حاصل میشود، اشاره میکند.
رده سنی:
18+
این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از مفاهیمی مانند شراب و مستی ممکن است نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری برای درک صحیح داشته باشد.
غزل ۴۸۹ - اگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟
اگر تو مست وصالی، رُخِ تو تُرْش چراست؟
بُرون شیشه ز حال درونِ شیشه گواست ۱
پدید باشد مستی، میانِ صد هُشیار
ز بوی رنگ و ز چشم و فُتادن از چپ و راست ۲
عَلَی الْخُصوص شرابی که اولیا نوشند
که جوش و نوش و قوامش زِ خُمِّ لطف خداست ۳
خُمِ شراب میان هزار خُمِّ دِگَر
به کَفّ و تَفّ و به جوش و به غُلغُله پیداست ۴
چو جوش دیدی میدان که آتش است ز جان
خروش دیدی میدان که شُعلهٔ سوداست ۵
بدان که سِرکه فروشی، شرابْ کی دَهَدَت؟
که جُرعهاش را صد مَن شِکَر به نَقْد بهاست ۶
بهای باده مِنَ اَلْمُومِنینَ اَنْفُسَهُم
هوایِ نَفْس بِمان، گَر هوات بَیْع و شَراست ۷
هوای نَفْس رها کردی و عِوَض نرسید؟
مگو چُنین، که بَران مُکْرِم این دروغْ خطاست ۸
کسی که شب به خراباتِ قابِ قوسَیْن است
درونِ دیدهٔ پُر نورِ او خُمارِ لِقاست ۹
طَهارتیست زِ غَم، بادهٔ شرابِ طَهور
در آن دِماغ که بادهست، بادِ غَم زِ کجاست؟ ۱۰
اَبیتُ عِنْدَ رَبی، نام آن خرابات است
نشانِ یُطْعِمُ و یَسْقِن، هم از پَیَمْبَرِ ماست ۱۱
بُرون شیشه ز حال درونِ شیشه گواست ۱
پدید باشد مستی، میانِ صد هُشیار
ز بوی رنگ و ز چشم و فُتادن از چپ و راست ۲
عَلَی الْخُصوص شرابی که اولیا نوشند
که جوش و نوش و قوامش زِ خُمِّ لطف خداست ۳
خُمِ شراب میان هزار خُمِّ دِگَر
به کَفّ و تَفّ و به جوش و به غُلغُله پیداست ۴
چو جوش دیدی میدان که آتش است ز جان
خروش دیدی میدان که شُعلهٔ سوداست ۵
بدان که سِرکه فروشی، شرابْ کی دَهَدَت؟
که جُرعهاش را صد مَن شِکَر به نَقْد بهاست ۶
بهای باده مِنَ اَلْمُومِنینَ اَنْفُسَهُم
هوایِ نَفْس بِمان، گَر هوات بَیْع و شَراست ۷
هوای نَفْس رها کردی و عِوَض نرسید؟
مگو چُنین، که بَران مُکْرِم این دروغْ خطاست ۸
کسی که شب به خراباتِ قابِ قوسَیْن است
درونِ دیدهٔ پُر نورِ او خُمارِ لِقاست ۹
طَهارتیست زِ غَم، بادهٔ شرابِ طَهور
در آن دِماغ که بادهست، بادِ غَم زِ کجاست؟ ۱۰
اَبیتُ عِنْدَ رَبی، نام آن خرابات است
نشانِ یُطْعِمُ و یَسْقِن، هم از پَیَمْبَرِ ماست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۶۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۸۸ - در ین سلام مرا با تو دار و گیر جداست
گوهر بعدی:غزل ۴۹۰ - مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.