هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا جلالالدین رومی است که در آن عشق به معشوق الهی و جذبههای عرفانی توصیف شده است. شاعر از آمدن معشوق، بزم روحانی، و تأثیرات عمیق عشق بر جان آدمی سخن میگوید. همچنین، به نقش عشق در رسیدن به آرامش و تعالی روح اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند عشق الهی و جذبههای معنوی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۸۰ - صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد
صَلا یا اَیُّهَا الْعُشاق کان مَهْ رو نِگار آمد
میان بَنْدید عِشْرت را که یار اَنْدَر کِنار آمد ۱
بِشارت میْ پَرَستان را که کار افتاد مَستان را
که بَزْمِ روح گُستردند و بادهیْ بیخُمار آمد ۲
قیامَت در قیامَت بین نِگارِ سَروْقامَت بین
کَزو عالَم بهشتی شُد هزارانْ نوبَهار آمد ۳
چو او آبِ حَیات آمد چرا آتش بَراَنْگیزد؟
چو او باشد قَرارِ جان چرا جانْ بیقَرار آمد؟ ۴
دَرآ ساقی دِگَرباره بِکُن عُشّاق را چاره
که آهو چَشمِ خونْ خواره چو شیر اَنْدَر شکار آمد ۵
چو کارِ جانْ به جان آمد نِدایِ اَلْاَمان آمد
که لشکرهایِ عشقِ او به دروازهیْ حِصار آمد ۶
رَوَد جانِ بَداَنْدیشَش به شمشیر و کَفَن پیشَش
که هَرکْ از عشق بَرگردد به آخِر شَرمسار آمد ۷
نه اوَّل مانْد و نی آخِر مرا در عشقِ آن فاخِر
که عاشق هَمچو نِی آمد وَ عشقِ او چو نار آمد ۸
اگر چه لُطفِ شَمسُ الدّینِ تبریزی گُذَر دارد
زِ باد و آب و خاک و نار جانِ هر چهار آمد ۹
میان بَنْدید عِشْرت را که یار اَنْدَر کِنار آمد ۱
بِشارت میْ پَرَستان را که کار افتاد مَستان را
که بَزْمِ روح گُستردند و بادهیْ بیخُمار آمد ۲
قیامَت در قیامَت بین نِگارِ سَروْقامَت بین
کَزو عالَم بهشتی شُد هزارانْ نوبَهار آمد ۳
چو او آبِ حَیات آمد چرا آتش بَراَنْگیزد؟
چو او باشد قَرارِ جان چرا جانْ بیقَرار آمد؟ ۴
دَرآ ساقی دِگَرباره بِکُن عُشّاق را چاره
که آهو چَشمِ خونْ خواره چو شیر اَنْدَر شکار آمد ۵
چو کارِ جانْ به جان آمد نِدایِ اَلْاَمان آمد
که لشکرهایِ عشقِ او به دروازهیْ حِصار آمد ۶
رَوَد جانِ بَداَنْدیشَش به شمشیر و کَفَن پیشَش
که هَرکْ از عشق بَرگردد به آخِر شَرمسار آمد ۷
نه اوَّل مانْد و نی آخِر مرا در عشقِ آن فاخِر
که عاشق هَمچو نِی آمد وَ عشقِ او چو نار آمد ۸
اگر چه لُطفِ شَمسُ الدّینِ تبریزی گُذَر دارد
زِ باد و آب و خاک و نار جانِ هر چهار آمد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۶۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۹ - دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد
گوهر بعدی:غزل ۵۸۱ - مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.