هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از قدرت و حمایت الهی و شاهانه سخن میگوید. او بیان میکند که حتی اگر مشکلات و سختیها پیش بیایند، نیرویی برتر از آنها وجود دارد که همه چیز را به جای خود بازمیگرداند. شاعر همچنین از عشق و ایمان به عنوان نیروهای نجاتبخش یاد میکند و به خواننده امید میدهد که نباید از سختیها بترسد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در سنین بالاتر دیده میشود.
غزل ۵۹۲ - اگر چرخ وجود من ازین گردش فرو ماند
اگر چَرخِ وجودِ من ازین گَردش فرو مانَد
بِگَردانَد مرا آن کَسْ که گَردون را بِگَردانَد ۱
اگر این لشکرِ ما را زِ چَشمِ بَد شِکَسْت اُفْتَد
به اَمرِ شاه لشکرها از آن بالا فرو آید ۲
اگر بادِ زمستانی کُند باغِ مرا ویران
بهارِ شهریارِ من زِ دِیْ اِنْصاف بِسْتانَد ۳
شُمارِ بَرگ اگر باشد یکی فرعونِ جَبّاری
کَفِ موسی یکایک را به جایِ خویش بِنْشاند ۴
مَتَرسان دل مَتَرسان دل زِ سختیهایِ این مَنْزِل
که آبِ چَشمهٔ حیوان بُتا هرگز نَمیرانَد ۵
رَأَیْناکُمْ رَأَیْناکُمْ وَاَخْرَجْنا خَفایاکُمْ
فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَإِیّاکُمْ ۶
وَاِنْ طُفْتُمْ حَوالَیْنا وَاَنْتُمْ نُورُ عَیْنانا
فَلا تَسْتَیْسُوا مِنّا فَاِنَّ الْعَیْشَ اَحْیاکُمْ ۷
شِکَسْته بِسته تازیها برایِ عشق بازیها
بگویم هرچه من گویم شَهی دارم که بِسْتاند ۸
چو من خود را نمییابَم سُخَن را از کجا یابم
همان شمعی که داد این را هَمو شَمعَم بِگیرانَد ۹
بِگَردانَد مرا آن کَسْ که گَردون را بِگَردانَد ۱
اگر این لشکرِ ما را زِ چَشمِ بَد شِکَسْت اُفْتَد
به اَمرِ شاه لشکرها از آن بالا فرو آید ۲
اگر بادِ زمستانی کُند باغِ مرا ویران
بهارِ شهریارِ من زِ دِیْ اِنْصاف بِسْتانَد ۳
شُمارِ بَرگ اگر باشد یکی فرعونِ جَبّاری
کَفِ موسی یکایک را به جایِ خویش بِنْشاند ۴
مَتَرسان دل مَتَرسان دل زِ سختیهایِ این مَنْزِل
که آبِ چَشمهٔ حیوان بُتا هرگز نَمیرانَد ۵
رَأَیْناکُمْ رَأَیْناکُمْ وَاَخْرَجْنا خَفایاکُمْ
فَإِنْ لَمْ تَنْتَهُوا عَنْها فَإِیّانا وَإِیّاکُمْ ۶
وَاِنْ طُفْتُمْ حَوالَیْنا وَاَنْتُمْ نُورُ عَیْنانا
فَلا تَسْتَیْسُوا مِنّا فَاِنَّ الْعَیْشَ اَحْیاکُمْ ۷
شِکَسْته بِسته تازیها برایِ عشق بازیها
بگویم هرچه من گویم شَهی دارم که بِسْتاند ۸
چو من خود را نمییابَم سُخَن را از کجا یابم
همان شمعی که داد این را هَمو شَمعَم بِگیرانَد ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۱۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۱ - چه بوی است این چه بوی است این مگر آن یار میآید؟
گوهر بعدی:غزل ۵۹۳ - برون شو ای غم از سینه که لطف یار میآید
نظرها و حاشیه ها
۱۴۰۰/۳/۲۶ ۰۳:۳۸
فَلا تَسْتَیْسِسُوا مِنّا فَاِنَّ الْعَیْشَ اَحْیاکُمْ
غلط است.
فَلا تَسْتَایْسُوا مِنّا فَاِنَّ الْعَیْشَ اَحْیاکُمْ
صحيح است
گوهرین: با سلام و احترام. با تشکر از توجه شما. اصلاح شد.