هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به یادآوری خاطرات شیرین گذشته و لحظات خوشی که با یار خود داشته است، میپردازد. او از عشق، عتاب و ناز معشوق، و لحظات شاد در باغ و گلزار یاد میکند و با وجود مستی عشق، هشیاری رخ معشوق را ستایش میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
غزل ۶۷۰ - پریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود
پَریر آن چهرهٔ یارم چه خوش بود
عِتاب و نازِ دِلْدارم چه خوش بود ۱
به یادم نیست هیچ آن ماجَراها
وَلیکِن زین خَبَر دارم چه خوش بود ۲
در آن بَزم و در آن جمع و در آن عیش
میانِ باغ و گُلْزارم چه خوش بود ۳
اگر چه مَستِ جامِ عشق بودم
رُخِ معشوقِ هُشیارم چه خوش بود ۴
عِتاب و نازِ دِلْدارم چه خوش بود ۱
به یادم نیست هیچ آن ماجَراها
وَلیکِن زین خَبَر دارم چه خوش بود ۲
در آن بَزم و در آن جمع و در آن عیش
میانِ باغ و گُلْزارم چه خوش بود ۳
اگر چه مَستِ جامِ عشق بودم
رُخِ معشوقِ هُشیارم چه خوش بود ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۵۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۹ - چو شب شد جملگان در خواب رفتند
گوهر بعدی:غزل ۶۷۱ - دلم را نالهٔ سرنای باید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.