هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و مستی سخن میگوید و بیان میکند که عشق واقعی قابل اندازهگیری و سنجش نیست. او از دلبری میگوید که در آغوش نمیگنجد و از مستی خود که باعث شکستن ترازو شده است. شاعر همچنین به ناسازگاری برخی افراد و موقعیتها اشاره میکند و در پایان، از شمس تبریز به عنوان شخصیتی برتر یاد میکند که ارزشهای والایی دارد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۷۲ - بگویم خفیه تا خواجه نرنجد
بگویم خُفْیه تا خواجه نَرَنْجَد
که آن دِلْبَر هَمی در بَر نگُنْجَد ۱
زِ مَستی من تَرازو را شِکَستم
تَرازو کانِ گوهر را نَسَنجَد ۲
بُتان را جُمله زو بِدْرید سَربَند
که ماده گرگ با یوسُف نَغَنجَد ۳
هم از جُملهیْ سِیَه روییست آن نیز
که پیشِ رومییی زَنْجی بِزَنجَد ۴
قُراضه کیست پیشِ شَمسِ تبریز؟
که گنجِ زَرْ بیارد یا بِگَنجَد ۵
که آن دِلْبَر هَمی در بَر نگُنْجَد ۱
زِ مَستی من تَرازو را شِکَستم
تَرازو کانِ گوهر را نَسَنجَد ۲
بُتان را جُمله زو بِدْرید سَربَند
که ماده گرگ با یوسُف نَغَنجَد ۳
هم از جُملهیْ سِیَه روییست آن نیز
که پیشِ رومییی زَنْجی بِزَنجَد ۴
قُراضه کیست پیشِ شَمسِ تبریز؟
که گنجِ زَرْ بیارد یا بِگَنجَد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷۱ - دلم را نالهٔ سرنای باید
گوهر بعدی:غزل ۶۷۳ - کسی کز غمزهیی صد عقل بندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.