هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و فراق سخن میگوید، از درد هجران و امید به وصال مینالد، و از توکل به دوست و رهایی از بتپرستی میگوید. او از زیبایی معشوق و نازهایش سخن میراند و در نهایت به خاکساری و نماز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۱۳ - صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
صبا به مقدم گل راح روح بخشد باز
کجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز! ۱
چه حلقهها که زدم بر در دل از سر سوز
به بوی روز وصال تو در شبان دراز ۲
دلا! ز هجر مکن ناله، زان که در عالم
غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز ۳
شبی وصال سحرگه ز بخت خواستهام
که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز ۴
به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست
چو کعبه یافتم آیم ز بتپرستی باز ۵
ز طرهٔ تو پریشانی دلم شد فاش
ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز ۶
هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمیکنی از ناز ۷
امید قد تو میداشتم ز بخت بلند
نسیم زلف تو میخواستم ز عمر دراز ۸
غبار خاطر ما چشم خصم کور کند
تو رخ به خاک نه ای حافظ و بر آر نماز ۹
کجاست بلبل خوشگوی؟ گو برآر آواز! ۱
چه حلقهها که زدم بر در دل از سر سوز
به بوی روز وصال تو در شبان دراز ۲
دلا! ز هجر مکن ناله، زان که در عالم
غم است و شادی و خار و گل و نشیب و فراز ۳
شبی وصال سحرگه ز بخت خواستهام
که با تو شرح سرانجام خود کنم آغاز ۴
به هیچ در نروم بعد از این ز حضرت دوست
چو کعبه یافتم آیم ز بتپرستی باز ۵
ز طرهٔ تو پریشانی دلم شد فاش
ز مشک نیست غریب آری ار بود غماز ۶
هزار دیده به روی تو ناظرند و تو خود
نظر به روی کسی بر نمیکنی از ناز ۷
امید قد تو میداشتم ز بخت بلند
نسیم زلف تو میخواستم ز عمر دراز ۸
غبار خاطر ما چشم خصم کور کند
تو رخ به خاک نه ای حافظ و بر آر نماز ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۷۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲ - دلا چندم بریزی خون ز دیده شرم دار آخر
گوهر بعدی:شماره ۱۴ - جانا تو را که گفت که احوال ما مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.