هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دلدادگی به معشوق الهی سخن می‌گوید. او از عشق به شمس‌الدین تبریزی و تأثیرات عمیق این عشق بر روح و جان خود یاد می‌کند. شاعر از حالات عاشقانه، رنج‌ها، و فداکاری‌های خود در راه عشق سخن می‌گوید و از معشوق به عنوان منبع نور و رحمت یاد می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و فداکاری در عشق ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار یا نامفهوم باشد.

غزل ۷۴۶ - برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید

بَرنِشست آن شاهِ عشق و دامِ ظُلْمَت بَردَرید
هَمچو ماهِ هفت و هشت و آفتابِ روزِ عید ۱

اَخْتَران در خِدمَتِ او صد هزار اَنْدَر هزار
هر یکی از نورِ رویِ او مَزید اَنْدَر مَزید ۲

چون در آن دورِ مُبارک بُرج‌ها را می‌گُذشت
سویِ بُرجِ آتشینِ عاشقانِ خود رَسید ۳

در دِلَش یادِ من آمد هر طَرَف کرد اِلْتِفات
مَر مرا در هیچ صَفّی آن زمان آن جا ندید ۴

موجِ دریاهایِ رَحْمَت از دِلَش در جوش شُد
هم نَظَر می‌کرد هر سو هم عِنان را می‌کَشید ۵

گفت نزدیکانِ خود را کان فُلان غایَب چراست؟
آن خرابِ عاشقِ حاضرمِثالِ ناپدید ۶

آن کِه دیده هر شَبَش در سوختن مانندِ شمع
آن کِه هر صُبحی که آمد ناله‌هایِ او شنید ۷

آن کِه آتش‌هایِ عالَم زاتشِ او کاغ کرد
تا فُسون می‌خوانْد عشق و بر دلِ او می‌دَمید ۸

آن یکی خاکی که چون مَهْتاب بر وِیْ تافتیم
هَمچو مَهتاب از ثَری سویِ ثُریّا می‌دَوید ۹

آن کِه چون جِرجیس اَنْدَر اِمْتِحانِ عشقِ ما
گشت او صد بار زنده کُشته شُد صد رَهْ شهید ۱۰

آن کِه حامِل شُد عَدَم از آفرینش بَختِ نیک
نافِ او بر عشقِ شَمسُ الدّینِ تبریزی بُرید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۰۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۴۵ - آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود
گوهر بعدی:غزل ۷۴۷ - ای طربناکان ز مطرب التماس می کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.