هوش مصنوعی: این متن عرفانی و فلسفی، بر اهمیت عشق و حکمت در زندگی تأکید دارد و از خواننده می‌خواهد تا به جای توجه به دنیای مادی، به درون خود بنگرد و با عشق و حکمت، خود را از غبارهای دنیوی پاک کند. متن همچنین به ناپایداری دنیا و جاودانگی عشق اشاره می‌کند و از خواننده می‌خواهد تا به جای وابستگی به جسم و دنیای مادی، به سمت معنویت و عرفان حرکت کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۷۷۱ - هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند

هَله عاشقانْ بِکوشید که چو جسم و جان نَمانَد
دِلتان به چَرخْ پَرَّد چو بَدَنْ گِران نَمانَد ۱

دل و جان به آبِ حِکْمَت زِ غُبارها بِشویید
هَله تا دو چَشمِ حَسرت سویِ خاکْدان نَمانَد ۲

نه که هر چه در جهان است نه که عشقْ جانِ آن است؟
جُزِ عشقْ هر چه بینی همه جاودان نَمانَد ۳

عَدَمِ تو هَمچو مَشرق اَجَلِ تو هَمچو مغرب
سویِ آسْمانِ دیگر که بِه آسْمان نَمانَد ۴

رَهِ آسْمانْ دَرون است پَرِ عشق را بِجُنبان
پَرِ عشق چون قَوی شُد غَمِ نردبان نَمانَد ۵

تو مَبین جهانْ زِ بیرون که جهانْ دَرونِ دیده­ست
چو دو دیده را بِبَستی زِ جهان جهان نَمانَد ۶

دلِ تو مِثالِ بام است و حَواسْ ناودان­ها
تو زِ بامْ آب می‌خور که چو ناودان نَمانَد ۷

تو زِ لوحِ دلْ فُروخوان به تمامی این غَزَل را
مَنِگَر تو در زَبانَم که لب و زبان نَمانَد ۸

تَنِ آدمی کَمان و نَفَس و سُخَن چو تیرش
چو بِرَفت تیر و تَرکَش عَمَلِ کَمان نَمانَد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۱۷۴۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۷۰ - همه را بیازمودم ز تو خوش ترم نیامد
گوهر بعدی:غزل ۷۷۲ - صنما سپاه عشقت به حصار دل در آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.