هوش مصنوعی:
این متن به موضوع مرگ و زندگی ابدی از دیدگاه عرفانی میپردازد. مرگ به عنوان عروسی ابدی توصیف شده و تأکید میشود که زندگی حقیقی تنها با نور الهی ممکن است. متن به مفاهیمی مانند نور الهی، عشق به خدا، و دیدار با حقیقت اشاره میکند و از خواننده میخواهد که به جای قضاوت، به درک عمیقتری از حقایق برسد.
رده سنی:
18+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از زبان و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۳۳ - مرگ ما هست عروسی ابد
مرگِ ما هست عَروسیِّ اَبَد
سِرِّ آن چیست؟ هُوَ اللّهُ اَحَد ۱
شَمسْ تَفریق شُد از روزَنهها
بَسته شُد روزَنهها رفت عَدَد ۲
آن عَدَدها که در انگور بود
نیست در شیره کَزْ انگور چَکَد ۳
هر کِه زندهست به نورِاَللّهْ
مرگِ این روح مَر او راست مَدَد ۴
بَد مَگو نیک مَگو ایشان را
که گُذشتند زِ نیکو و زِ بَد ۵
دیده در حَق نِهْ و نادیده مَگو
تا که در دیده دِگَر دیده نَهَد ۶
دیده دیده بُوَد آن دیده
هیچ غَیبیّ و سِری زو نَجَهَد ۷
نَظَرَش چون که به نورُالله است
بر چُنان نور چه پوشیده شود ۸
نورها گَر چه همه نورِ حَقَند
تو مَخوان آن همه را نورِ صَمَد ۹
نورِ باقیست که آن نورِ خداست
نورِ فانی صِفَتِ جسم و جَسَد ۱۰
نورِ ناریست دَرین دیده خَلْق
مَگَر آن را که حَقَش سُرمه کَشَد ۱۱
نارِ او نور شُد از بَهرِ خَلیل
چَشمِ خَر شُد به صِفَتْ چَشمِ خِرَد ۱۲
ای خدایی که عَطایَت دیدهست
مُرغِ دیده به هوایِ تو پَرَد ۱۳
قُطْبِ این که فَلَکِ اَفْلاک است
در پِیِ جُستنِ تو بَست رَصَد ۱۴
یا زِ دیدارِ تو دید آر او را
یا بدین عیبْ مَکُن او را رَد ۱۵
دیده تَر دار تو جان را هر دَم
نِگَهَش دار زِ دامِ قَد و خَد ۱۶
دیده در خواب زِ تو بیداری
این چُنین خوابْ کَمال است و رَشَد ۱۷
لیک در خواب نَیابَد تَعبیر
تو زِ خوابَش بِجَهان رَغْمِ حَسَد ۱۸
وَرْ نَه میکوشَد و بَر میجوشَد
زاتشِ عشقِ اَحَد تا به لَحَد ۱۹
سِرِّ آن چیست؟ هُوَ اللّهُ اَحَد ۱
شَمسْ تَفریق شُد از روزَنهها
بَسته شُد روزَنهها رفت عَدَد ۲
آن عَدَدها که در انگور بود
نیست در شیره کَزْ انگور چَکَد ۳
هر کِه زندهست به نورِاَللّهْ
مرگِ این روح مَر او راست مَدَد ۴
بَد مَگو نیک مَگو ایشان را
که گُذشتند زِ نیکو و زِ بَد ۵
دیده در حَق نِهْ و نادیده مَگو
تا که در دیده دِگَر دیده نَهَد ۶
دیده دیده بُوَد آن دیده
هیچ غَیبیّ و سِری زو نَجَهَد ۷
نَظَرَش چون که به نورُالله است
بر چُنان نور چه پوشیده شود ۸
نورها گَر چه همه نورِ حَقَند
تو مَخوان آن همه را نورِ صَمَد ۹
نورِ باقیست که آن نورِ خداست
نورِ فانی صِفَتِ جسم و جَسَد ۱۰
نورِ ناریست دَرین دیده خَلْق
مَگَر آن را که حَقَش سُرمه کَشَد ۱۱
نارِ او نور شُد از بَهرِ خَلیل
چَشمِ خَر شُد به صِفَتْ چَشمِ خِرَد ۱۲
ای خدایی که عَطایَت دیدهست
مُرغِ دیده به هوایِ تو پَرَد ۱۳
قُطْبِ این که فَلَکِ اَفْلاک است
در پِیِ جُستنِ تو بَست رَصَد ۱۴
یا زِ دیدارِ تو دید آر او را
یا بدین عیبْ مَکُن او را رَد ۱۵
دیده تَر دار تو جان را هر دَم
نِگَهَش دار زِ دامِ قَد و خَد ۱۶
دیده در خواب زِ تو بیداری
این چُنین خوابْ کَمال است و رَشَد ۱۷
لیک در خواب نَیابَد تَعبیر
تو زِ خوابَش بِجَهان رَغْمِ حَسَد ۱۸
وَرْ نَه میکوشَد و بَر میجوشَد
زاتشِ عشقِ اَحَد تا به لَحَد ۱۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۹
۷۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۳۲ - شب شد و هنگام خلوتگاه شد
گوهر بعدی:غزل ۸۳۴ - از دل رفته نشان میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.