هوش مصنوعی:
این متن به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی دربارهی عشق، جان، خاک و عرش میپردازد. در آن از مفاهیمی مانند بیقراری در عشق، ارتباط بین عالم خاک و عرش، و نقش عشق در هدایت انسان سخن گفته میشود. همچنین، از نمادهایی مانند شیر، آهو و بیشه برای بیان مفاهیم عمیق استفاده شده است.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، استفاده از نمادها و استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۴۷ - پیمانهییست این جان پیمانه این چه داند؟
پیمانهییست این جان پیمانه این چه دانَد؟
از پاکْ میپَذیرد در خاکْ میرَسانَد ۱
در عشقِ بیقَرارَش پیمودن است کارش
از عَرشْ میسِتانَد بر فَرشْ میفَشانَد ۲
باری نبود آگَهْ زین سو که میرسانَد
ای کاش آگَهَسْتی زان سو که میسِتانَد ۳
خاک از نِثارِ جانها تابان شُده چو کانها
کو خاک را زبانها تا نُکتهیی جَهانَد؟ ۴
تا دَم زَنَد زِ بیشه زان بیشه همیشه
کانْ بیشه جانِ ما را پنهان چه میچَرانَد ۵
این جا پَلَنگ و آهو نَعْره زنان که یا هو
ای آه را پَناهْ او ما را کِه میکَشانَد؟ ۶
شیری که خویشِ ما را جُز شیرِ خویش نَدْهَد
شیری که خویشِ ما را از خویش میرَهانَد ۷
آن شیرْ خویشْ بر ما جِلْوه کُند چو آهو
ما را به این فَریبْ او تا بیشه میدَوانَد ۸
چون فاتحه دَهَدْمانْ گاهی فُتوح و گَهْ گَهْ
گَر فاتحه شویم او از ناز بَرنَخوانَد ۹
از پاکْ میپَذیرد در خاکْ میرَسانَد ۱
در عشقِ بیقَرارَش پیمودن است کارش
از عَرشْ میسِتانَد بر فَرشْ میفَشانَد ۲
باری نبود آگَهْ زین سو که میرسانَد
ای کاش آگَهَسْتی زان سو که میسِتانَد ۳
خاک از نِثارِ جانها تابان شُده چو کانها
کو خاک را زبانها تا نُکتهیی جَهانَد؟ ۴
تا دَم زَنَد زِ بیشه زان بیشه همیشه
کانْ بیشه جانِ ما را پنهان چه میچَرانَد ۵
این جا پَلَنگ و آهو نَعْره زنان که یا هو
ای آه را پَناهْ او ما را کِه میکَشانَد؟ ۶
شیری که خویشِ ما را جُز شیرِ خویش نَدْهَد
شیری که خویشِ ما را از خویش میرَهانَد ۷
آن شیرْ خویشْ بر ما جِلْوه کُند چو آهو
ما را به این فَریبْ او تا بیشه میدَوانَد ۸
چون فاتحه دَهَدْمانْ گاهی فُتوح و گَهْ گَهْ
گَر فاتحه شویم او از ناز بَرنَخوانَد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۴۶ - بیمار رنج صفرا ذوق شکر نداند
گوهر بعدی:غزل ۸۴۸ - از چشم پرخمارت دل را قرار ماند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.