هوش مصنوعی:
این متن به رابطهی پیچیدهی بین دریا و ماهی میپردازد و از استعارههای عمیق برای بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی استفاده میکند. دریا به عنوان نمادی از عظمت و بینهایت، و ماهی به عنوان موجودی کوچک و نیازمند توصیف شده است. متن همچنین به مفاهیمی مانند رحمت، فضل، و قدرت الهی اشاره میکند و از زبان شاعرانه برای بیان این مفاهیم استفاده مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۵۳ - مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد
مَر بَحْر را زِ ماهی دایم گُزیر باشد
زیرا به پیشِ دریا ماهی حَقیر باشد ۱
مانندِ بَحْرِ قُلْزُم ماهی نیابی ای جان
در بَحْرِ قُلْزُمِ حَق ماهی کَثیر باشد ۲
بَحْر است هَمچو دایه ماهی چو شیرخواره
پیوسته طِفْلِ مِسکین گریانِ شیر باشد ۳
با این همه فَراغَت گَر بَحْر را به ماهی
مَیلی بُوَد به رَحْمَت فَضْلِ کَبیر باشد ۴
وان ماهییی که دانَد کانْ بَحرْ طالِبِ اوست
پایَش زِ رویِ نَخْوَت فوقِ اَثیر باشد ۵
آن ماهییی که دریا کارِ کسی نسازد
اِلّا که رایِ ماهی آن را مُشیر باشد ۶
گویی زِ بَس عِنایَت آن ماهی است سُلطان
وان بَحْرِ بینِهایَت او را وَزیر باشد ۷
گَر هیچ کَس زِ جُرأت ماهیش خوانَد او را
هر قطرهیی به قَهْرش مانندِ تیر باشد ۸
تا چند رَمْز گویی رَمْزَت تَحَیُّر آرَد
روشن تَرَک بیان کُن تا دلْ بَصیر باشد ۹
مَخْدومْ شَمسِ دین است هم سَیِّد و خداوند
کَزْ وِیْ زمینِ تبریز مُشک و عَبیر باشد ۱۰
گَر خارهایِ عالَم اَلْطافِ او بِبینَند
در نَرمی و لَطافت همچون حَریر باشد ۱۱
جانَم مَباد هرگز گَر جانم از شَرابَش
وَزْ مَستیِ جَمالَش از خود خَبیر باشد ۱۲
زیرا به پیشِ دریا ماهی حَقیر باشد ۱
مانندِ بَحْرِ قُلْزُم ماهی نیابی ای جان
در بَحْرِ قُلْزُمِ حَق ماهی کَثیر باشد ۲
بَحْر است هَمچو دایه ماهی چو شیرخواره
پیوسته طِفْلِ مِسکین گریانِ شیر باشد ۳
با این همه فَراغَت گَر بَحْر را به ماهی
مَیلی بُوَد به رَحْمَت فَضْلِ کَبیر باشد ۴
وان ماهییی که دانَد کانْ بَحرْ طالِبِ اوست
پایَش زِ رویِ نَخْوَت فوقِ اَثیر باشد ۵
آن ماهییی که دریا کارِ کسی نسازد
اِلّا که رایِ ماهی آن را مُشیر باشد ۶
گویی زِ بَس عِنایَت آن ماهی است سُلطان
وان بَحْرِ بینِهایَت او را وَزیر باشد ۷
گَر هیچ کَس زِ جُرأت ماهیش خوانَد او را
هر قطرهیی به قَهْرش مانندِ تیر باشد ۸
تا چند رَمْز گویی رَمْزَت تَحَیُّر آرَد
روشن تَرَک بیان کُن تا دلْ بَصیر باشد ۹
مَخْدومْ شَمسِ دین است هم سَیِّد و خداوند
کَزْ وِیْ زمینِ تبریز مُشک و عَبیر باشد ۱۰
گَر خارهایِ عالَم اَلْطافِ او بِبینَند
در نَرمی و لَطافت همچون حَریر باشد ۱۱
جانَم مَباد هرگز گَر جانم از شَرابَش
وَزْ مَستیِ جَمالَش از خود خَبیر باشد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۲ - جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید؟
گوهر بعدی:غزل ۸۵۴ - گفتم مکن چنینها ای جان چنین نباشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.