هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از غم و اندوه سخن می‌گوید و بیان می‌کند که غم نمی‌تواند بر او چیره شود. او با استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات مختلف، مانند آتش و دود، زهر و انگبین، و موسی و خلیل، نشان می‌دهد که چگونه می‌توان بر مشکلات غلبه کرد و به سعادت رسید. شاعر همچنین به نقش ایمان و توکل به خدا در مقابله با سختی‌ها اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد تا بتواند به درستی درک و تفسیر شود.

غزل ۸۵۴ - گفتم مکن چنین‌ها ای جان چنین نباشد

گفتم مَکُن چُنین‌ها ای جان چُنین نباشد
غَمْ قَصْدِ جانِ ما کرد گفتا خود این نباشد ۱

غم خود چه زَهره دارد تا دست و پا بَرآرَد؟
چون خُرده‌اَش بِسوزَم گَر خُرده بین نباشد ۲

غم تَرسَد و هَراسَد ما را نِکو شِناسَد
صد دود ازو بَرآرَم گَر آتَشین نباشد ۳

غمْ خَصْمِ خویش داند هم حَدِّ خویش داند
در خِدمَتِ مُطیعانْ جُز چون زمین نباشد ۴

چون تو از آنِ مایی در زَهر اگر دَرآیی
کِی زَهرْ زَهره دارد تا اَنْگَبین نباشد؟ ۵

در عینِ دود و آتش باشد خَلیل را خوش
آن را خدایْ دانَد هر کَس اَمین نباشد ۶

هر کَس که او امین شُد با غَیب هم نشین شُد
هر جِنْسْ جِنْسِ خود را چون هم نشین نباشد؟ ۷

ای دستِ تو مُنَوَّر چون موسیِ پَیَمْبَر
خواهم که دستِ موسیٰ در آستین نباشد ۸

زیرا گُلِ سعادت بی‌رویِ تو نَرویَد
اِیّاکَ نَعْبُد ای جان بی‌نَسْتَعین نباشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۵۳ - مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد
گوهر بعدی:غزل ۸۵۵ - عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.