هوش مصنوعی:
این متن از خواب بیدار شدن و توجه به گذر زمان و فرصتهای از دست رفته سخن میگوید. شاعر از بیتوجهی به نشانهها و هشدارها ابراز نگرانی میکند و از عشق به عنوان عاملی که ممکن است فرد را نادان جلوه دهد، یاد میکند. همچنین، به مقایسهای بین کسانی که فرصتها را غنیمت شمردهاند و کسانی که بیحرکت ماندهاند، اشاره میشود.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۵۶ - برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد
بَرجِه زِ خواب و بِنْگَر نَک روزِ روشن آمد
دلْ را زِ خواب بَرکَن هنگامِ رفتن آمد ۱
تا کِی اشارت آید تو ناشُنوده آری؟
تَرسَم که عشق گوید کین خواجه کودَن آمد ۲
رفتند خوشه چینانْ وین خوشه چین نِشَسته
کَزْ ثِقْل و از گِرانی چون تَلِّ خَرمَن آمد ۳
دلْ را زِ خواب بَرکَن هنگامِ رفتن آمد ۱
تا کِی اشارت آید تو ناشُنوده آری؟
تَرسَم که عشق گوید کین خواجه کودَن آمد ۲
رفتند خوشه چینانْ وین خوشه چین نِشَسته
کَزْ ثِقْل و از گِرانی چون تَلِّ خَرمَن آمد ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۵۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۵۵ - عید آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد
گوهر بعدی:غزل ۸۵۷ - گفتی که در چه کاری؟ با تو چه کار ماند؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.