هوش مصنوعی:
این متن به بیان مفاهیم عرفانی و فلسفی میپردازد که شامل سفر روحانی، مبارزه با شهوات، اهمیت عشق و نور معنوی، و جایگاه عقل و خرد در رسیدن به کمال است. همچنین، از مفاهیمی مانند طبیعت، روح، و عشق الهی برای بیان این مفاهیم استفاده شده است.
رده سنی:
18+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۸۶۲ - قومی که بر براق بصیرت سفر کنند
قومی که بر بُراقِ بَصیرت سَفَر کنند
بیابر و بیغُبار در آن مَهْ نَظَر کنند ۱
در دانههایِ شهوتی آتش زنند زود
وَزْ دامگاهِ صَعبْ به یک تَکْ عَبَر کنند ۲
از خارْخارِ این گَرِ طَبْع آن طَرَف رَوَند
بَزم و سَرایِ گُلْشَنْ جایِ دِگَر کنند ۳
بر پایِ لولیانِ طبیعت نَهَنْد بَند
شاهانِ روحْ زو سَر ازین کویْ دَرکنند ۴
پایِ خِرَد بِبَسته و اوباشِ نَفْس را
دستی چُنین گُشاده که تا شور و شَر کنند ۵
اَجْزایِ ما بِمُرده دَرین گورهایِ تَنْ
کو صورِ عشقْ تا سَر ازین گور بَرکنند؟ ۶
مِسّیست شهوتِ تو و اِکْسیرْ نورِ عشق
از نورِ عشقْ مِسِّ وجودِ تو زَر کنند ۷
انصاف دِهْ که با نَفَسِ گرمِ عشقِ او
سَردا جَماعَتی که حَدیثِ هُنر کنند ۸
چون صوفیانِ گُرْسِنه در مَطْبَخِ خِرَد
آیند و زَلّههایِ گران مایه جَر کنند ۹
زاغانِ طَبْع را تو زِ مُردارْ روزه دِهْ
تا طوطیان شوند و شِکارِ شِکَر کنند ۱۰
در ظِلِّ میرِآبِ حیاتِ شِکَرمِزاج
شاید که آتشانِ طبیعتْ شَرَر کنند ۱۱
از رَشکِ نورهاست که عقلِ کَمال را
از غَیرتِ مَلاحَتِ او کور و کَر کنند ۱۲
جُز حَق اگر به دیدنِ او غَمْزهیی کُند
آن دیده را به مُهرِ اَبَد بیخَبَر کنند ۱۳
فَخْرِ جهان و دیده تبریزْ شَمسِ دین
کَاجْزایِ خاک از گُذَرَش زیب و فَر کنند ۱۴
اَنْدَر فَضایِ روح نَیابَند مِثْلِ او
گَر صد هزار بارَش زیر و زَبَر کنند ۱۵
خالی مَباد از سَرِ خورشید سایه اش
تا روز را به دورِ حوادث سِپَر کنند ۱۶
بیابر و بیغُبار در آن مَهْ نَظَر کنند ۱
در دانههایِ شهوتی آتش زنند زود
وَزْ دامگاهِ صَعبْ به یک تَکْ عَبَر کنند ۲
از خارْخارِ این گَرِ طَبْع آن طَرَف رَوَند
بَزم و سَرایِ گُلْشَنْ جایِ دِگَر کنند ۳
بر پایِ لولیانِ طبیعت نَهَنْد بَند
شاهانِ روحْ زو سَر ازین کویْ دَرکنند ۴
پایِ خِرَد بِبَسته و اوباشِ نَفْس را
دستی چُنین گُشاده که تا شور و شَر کنند ۵
اَجْزایِ ما بِمُرده دَرین گورهایِ تَنْ
کو صورِ عشقْ تا سَر ازین گور بَرکنند؟ ۶
مِسّیست شهوتِ تو و اِکْسیرْ نورِ عشق
از نورِ عشقْ مِسِّ وجودِ تو زَر کنند ۷
انصاف دِهْ که با نَفَسِ گرمِ عشقِ او
سَردا جَماعَتی که حَدیثِ هُنر کنند ۸
چون صوفیانِ گُرْسِنه در مَطْبَخِ خِرَد
آیند و زَلّههایِ گران مایه جَر کنند ۹
زاغانِ طَبْع را تو زِ مُردارْ روزه دِهْ
تا طوطیان شوند و شِکارِ شِکَر کنند ۱۰
در ظِلِّ میرِآبِ حیاتِ شِکَرمِزاج
شاید که آتشانِ طبیعتْ شَرَر کنند ۱۱
از رَشکِ نورهاست که عقلِ کَمال را
از غَیرتِ مَلاحَتِ او کور و کَر کنند ۱۲
جُز حَق اگر به دیدنِ او غَمْزهیی کُند
آن دیده را به مُهرِ اَبَد بیخَبَر کنند ۱۳
فَخْرِ جهان و دیده تبریزْ شَمسِ دین
کَاجْزایِ خاک از گُذَرَش زیب و فَر کنند ۱۴
اَنْدَر فَضایِ روح نَیابَند مِثْلِ او
گَر صد هزار بارَش زیر و زَبَر کنند ۱۵
خالی مَباد از سَرِ خورشید سایه اش
تا روز را به دورِ حوادث سِپَر کنند ۱۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۶
۶۰۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶۱ - لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد
گوهر بعدی:غزل ۸۶۳ - آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.