هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج درونی خود میگوید که مانند شمع، هم جان و هم تنش در آتش این درد میسوزد. او آرزو میکند که ای کاش هرگز به دنیا نمیآمد تا از ترس مرگ و نیستی رنج نمیکشید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی مانند درد درونی، ترس از مرگ و پرسشهای وجودی در این متن مطرح شدهاند که درک آنها برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد.
شماره ۱۱ - دیرست که جان خویشتن میسوزم
دیرست که جان خویشتن میسوزم
وز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم ۱
ای کاش، شد آمدم نبودی که مدام
تا آمدم از بیم شدن میسوزم ۲
وز آتش جان، چو شمع، تن میسوزم ۱
ای کاش، شد آمدم نبودی که مدام
تا آمدم از بیم شدن میسوزم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰ - عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم
گوهر بعدی:شماره ۱۲ - گاهی ز غم نفس وخرد میگریم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.