هوش مصنوعی: شاعر از گذر سریع عمر و رسیدن ناگهانی پیری و مرگ ابراز تأسف می‌کند و از ترس شب اول مرگ سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی درباره مرگ و پیری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۱۰ - عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم

عمری که ز رفتنش چنین بیخبرم
بگذشت چو باد و پیری آمد به سرم ۱

شد روز جوانی و درآمد شب مرگ
وز بیم شب نخست خون شد جگرم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹ - پیوسته چو ابر این دل بیخویش که هست
گوهر بعدی:شماره ۱۱ - دیرست که جان خویشتن میسوزم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.