هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و جذبههای روحانی سخن میگوید. او از زیبایی و جادوی معشوق و تأثیر آن بر دلها و جانها میسراید. شاعر از عشاقی میگوید که در پی عشق و سماع به حرکت درآمدهاند و از زیباییهای معنوی و روحانی سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند نور، ماه، و سماع دارد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم و اصطلاحات بهکار رفته ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۸۸۶ - از رسن زلف تو خلق به جان آمدند
از رَسَنِ زُلْفِ تو خَلْق به جان آمدند
بَهرِ رَسَن بازیاَش لولیَکان آمدند ۱
در دلِ هر لولییی عشقْ چو اِسْتارهیی
رَقص کُنان گِردِ ماه نورفَشان آمدند ۲
در هَوَسِ این سَماع از پَسِ بُستانِ عشق
سَروقَدان چون چَنار دست زَنان آمدند ۳
بین که چه ریسیدهایم دستِ که لیسیدهایم
تا که چُنین لُقمهها سویِ دَهان آمدند ۴
لولیکانِ قُنُق در کَفْ گوشهیْ تُتُق
وَزْ تُتُقِ آن عروسْ شاهِ جهان آمدند ۵
شاه که در دولَتَش هر طَرَفی شاهِدی
سینه گُشاده به ما بَهرِ اَمان آمدند ۶
شیوه ابرو کُند هر نَفَسی پیشِ ما
گَرچه که از تیرِ غَمْز سَخْته کَمان آمدند ۷
شب رو و عَیّار باش بر سَرِ هر کویْ از آنْک
زیرِ لِحافِ اَزَل نیک نَهان آمدند ۸
جانِبِ تبریز در شَمسِ حَقَم دیده اند
تَرکِ دُکان خواندند چون که به کان آمدند ۹
بَهرِ رَسَن بازیاَش لولیَکان آمدند ۱
در دلِ هر لولییی عشقْ چو اِسْتارهیی
رَقص کُنان گِردِ ماه نورفَشان آمدند ۲
در هَوَسِ این سَماع از پَسِ بُستانِ عشق
سَروقَدان چون چَنار دست زَنان آمدند ۳
بین که چه ریسیدهایم دستِ که لیسیدهایم
تا که چُنین لُقمهها سویِ دَهان آمدند ۴
لولیکانِ قُنُق در کَفْ گوشهیْ تُتُق
وَزْ تُتُقِ آن عروسْ شاهِ جهان آمدند ۵
شاه که در دولَتَش هر طَرَفی شاهِدی
سینه گُشاده به ما بَهرِ اَمان آمدند ۶
شیوه ابرو کُند هر نَفَسی پیشِ ما
گَرچه که از تیرِ غَمْز سَخْته کَمان آمدند ۷
شب رو و عَیّار باش بر سَرِ هر کویْ از آنْک
زیرِ لِحافِ اَزَل نیک نَهان آمدند ۸
جانِبِ تبریز در شَمسِ حَقَم دیده اند
تَرکِ دُکان خواندند چون که به کان آمدند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸۵ - بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
گوهر بعدی:غزل ۸۸۷ - روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.