هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، دلتنگی، و اشتیاق به وصال معشوق سخن میگوید. او از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق، درد فراق، و امید به دیدار دوباره میگوید. شاعر از عناصر طبیعت و استعارههای مختلف برای بیان احساسات خود استفاده میکند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیده ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد.
غزل ۹۰۱ - اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد؟
اگر دَمی بِنَوازد مرا نِگار چه باشد؟
گر این درخت بِخَندَد از آن بهار چه باشد؟ ۱
وَگَر به پیشِ من آید خیالِ یار که چونی؟
حَیاتِ نو بِپَذیرد تَنِ نِزار چه باشد؟ ۲
شکارِ خسته اویَم به تیرِ غَمْزه جادو
گَرَم به مِهْر بِخوانَد که ای شکار چه باشد؟ ۳
چو کاسه بر سَرِ آبَم زِ بیقَراریِ عِشقَش
اگر رَسَم به لبِ دوست کوزه وار چه باشد؟ ۴
کِنارِ خاک زِ اَشکَم چو لَعْل و گوهر پُر شُد
اگر به وَصل گُشایَد دَمی کِنار چه باشد؟ ۵
بِگُفت چیست شِکایَت؟ هزار بار گُشادم
زِ بَحرْ ماهیِ جان را هزار بار چه باشد؟ ۶
من از قِطارِ حَریفانْ مِهارِ عقل گُسَستَم
به پیشِ اُشتُرِ مَستَش یکی مِهار چه باشد؟ ۷
اگر مِهار گُسَستم وَگَرچه بار فِکَنْدم
یکی شُتُر کم گیری ازین قِطار چه باشد؟ ۸
دِلَم به خشم نَظَر میکُند که کوتَه کُن هین
اگر بِجَست یکی نُکته از هزار چه باشد؟ ۹
چو احمد است و ابوبکر یارِ غار دل و عشق
دو نام بود و یکی جان دو یارِ غار چه باشد؟ ۱۰
انارِ شیرینْ گَر خود هزار باشد وَگَر یک
چو شُد یکی بِفَشُردنْ دِگَر شُمار چه باشد؟ ۱۱
خُمار و خَمْر یکَسْتی ولی اَلِف نگُذارد
اَلِف چو شُد زِ میانه بِبین خُمار چه باشد؟ ۱۲
چو شَمسِ مَفْخَرِ تبریز ماهِ نو بِنِمایَد
در آن نِمایشِ موزون زِ کار و بار چه باشد؟ ۱۳
گر این درخت بِخَندَد از آن بهار چه باشد؟ ۱
وَگَر به پیشِ من آید خیالِ یار که چونی؟
حَیاتِ نو بِپَذیرد تَنِ نِزار چه باشد؟ ۲
شکارِ خسته اویَم به تیرِ غَمْزه جادو
گَرَم به مِهْر بِخوانَد که ای شکار چه باشد؟ ۳
چو کاسه بر سَرِ آبَم زِ بیقَراریِ عِشقَش
اگر رَسَم به لبِ دوست کوزه وار چه باشد؟ ۴
کِنارِ خاک زِ اَشکَم چو لَعْل و گوهر پُر شُد
اگر به وَصل گُشایَد دَمی کِنار چه باشد؟ ۵
بِگُفت چیست شِکایَت؟ هزار بار گُشادم
زِ بَحرْ ماهیِ جان را هزار بار چه باشد؟ ۶
من از قِطارِ حَریفانْ مِهارِ عقل گُسَستَم
به پیشِ اُشتُرِ مَستَش یکی مِهار چه باشد؟ ۷
اگر مِهار گُسَستم وَگَرچه بار فِکَنْدم
یکی شُتُر کم گیری ازین قِطار چه باشد؟ ۸
دِلَم به خشم نَظَر میکُند که کوتَه کُن هین
اگر بِجَست یکی نُکته از هزار چه باشد؟ ۹
چو احمد است و ابوبکر یارِ غار دل و عشق
دو نام بود و یکی جان دو یارِ غار چه باشد؟ ۱۰
انارِ شیرینْ گَر خود هزار باشد وَگَر یک
چو شُد یکی بِفَشُردنْ دِگَر شُمار چه باشد؟ ۱۱
خُمار و خَمْر یکَسْتی ولی اَلِف نگُذارد
اَلِف چو شُد زِ میانه بِبین خُمار چه باشد؟ ۱۲
چو شَمسِ مَفْخَرِ تبریز ماهِ نو بِنِمایَد
در آن نِمایشِ موزون زِ کار و بار چه باشد؟ ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۱۳۶۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰۰ - بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد
گوهر بعدی:غزل ۹۰۲ - ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.