هوش مصنوعی:
در این متن، گوینده خطاب به شب و روز میگوید که هرگز همدم او نخواهند شد، چرا که او مانند خورشید است و آنها سایههایی بر روی خاک هستند و تا زمانی که محو نشوند، نمیتوانند محرم او باشند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و شاعرانه است که ممکن است برای درک عمیقتر، به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز داشته باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'خورشید' و 'سایه' ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۸ - دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ من
دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ من
هرگز نشوی تا تو توئی همدمِ من ۱
من خورشیدم تو سایهای بر سرِخاک
تا محو نگردی نشوی محرَمِ من ۲
هرگز نشوی تا تو توئی همدمِ من ۱
من خورشیدم تو سایهای بر سرِخاک
تا محو نگردی نشوی محرَمِ من ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - دوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخر
گوهر بعدی:شماره ۹ - دوش آمد و گفت: گردِ تو حلقه کنیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.