هوش مصنوعی: شخصی در شب از عشق و رنج خود می‌گوید و آرزو می‌کند که شب را با عشقش بگذراند. اما پیش از آنکه سخنانش تمام شود، صبح می‌شود و روزش به پایان می‌رسد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

شماره ۴۲ - دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم

دوش آمد و گفت: چند جانت سوزم
وقت است که امشبیت جان افروزم ۱

دردا که هنوز در دهن داشت سخن
خود صبح برآمد و فرو شد روزم ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۱ - دوش آن بت مستم به طلب آمده بود
گوهر بعدی:شماره ۴۳ - چندان که به ناله میگشایم لب را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.