هوش مصنوعی:
شاعر از شب میخواهد که اگر مانند زلف معشوق نیست، کوتاهتر شود و از صبح میخواهد که اگر از دل کوه برنمیآید، مانند سنگ از پرده بیرون آید. این بیتها بیانگر انتظار و آرزوی شاعر برای پایان شب و طلوع صبح است.
رده سنی:
15+
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و استعاری است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و زبان شعر کلاسیک فارسی نیازمند سطحی از بلوغ فکری و ادبی است که معمولاً از نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
شماره ۴۴ - گر زلفِ بتم نیی تو ای شب بسر آی
گر زلفِ بتم نیی تو ای شب بسر آی
تا کی ز درازی تو کوتاهتر آی ۱
وی صبح اگر از دل کُهْ میندمی
یعنی که ز سنگ آخر از پرده برآی ۲
تا کی ز درازی تو کوتاهتر آی ۱
وی صبح اگر از دل کُهْ میندمی
یعنی که ز سنگ آخر از پرده برآی ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - چندان که به ناله میگشایم لب را
بعدی:باب چهل و هفتم: در معانیی كه تعلق به شمع دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.