هوش مصنوعی: این متن به توصیف عشق و ویژگی‌های آن می‌پردازد. عشق به عنوان نیرویی قدرتمند و بی‌قرار معرفی می‌شود که جان و سر را در برابر خود حقیر می‌کند. عشق فراتر از ترس و تهدید است و حتی بلا را نیز شرمسار می‌کند. در این متن، عشق به عنوان مرغزار شیران توصیف شده و تأکید می‌شود که عشق جان‌ها را در آستین خود دارد و نام و ناموس در برابر آن بی‌ارزش هستند.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۹۸۶ - عشق را جان بی‌قرار بود

عشق را جانِ بی‌قَرار بُوَد
یادِ جانْ پیشِ عشقْ عار بُوَد ۱

سَر و جانْ پیشِ او حَقیر بُوَد
هر کِه را در سَر این خُمار بُوَد ۲

همه بر قَلْب می‌زَنَد عاشق
اَنْدَران صَف که کارْزار بُوَد ۳

نکُند جانِبِ گُریز نَظَر
گَر چه شمشیرْ صد هزار بُوَد ۴

عشقْ خود مَرغْزارِ شیران است
کِی سگی شیرِ مَرغْزار بُوَد ۵

عشقْ جان‌ها در آستین دارد
در رَهِ عشقْ جانْ نِثار بُوَد ۶

نام و ناموس و شَرم و اندیشه
پیشِ جاروبِشانْ غُبار بُوَد ۷

همه کَس را شِکار کرد بَلا
عاشقان را بَلا شِکار بُوَد ۸

مَر بَلا را چُنان به جان بِخَرند
کان بَلا نیز شَرمسار بُوَد ۹

جانِ عشق است شَهْ صَلاحُ الدّین
کو زِ اسرارِ کِردگار بُوَد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۸۵ - هر که بهر تو انتظار کند
گوهر بعدی:غزل ۹۸۷ - هر که را ذوق دین پدید آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.