هوش مصنوعی:
شمع از رنج و سختیهای خود میگوید: بیخوراک و بیحرکت مانده و در آتش تب و تفت میسوزد. با اینکه هر صبح او را خاموش میکنند، اما دوباره برپا میشود زیرا باید به راه خود ادامه دهد.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق و تمثیلی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا خستهکننده باشد.
شماره ۹۹ - شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت
شمع آمد و گفت: ماندهام بیخور و خَفْت
وز آتش تیز در بلای تب و تفت ۱
گرچه بنشانند مرا هر سحری
هم بر سر پایم که بمی باید رفت ۲
وز آتش تیز در بلای تب و تفت ۱
گرچه بنشانند مرا هر سحری
هم بر سر پایم که بمی باید رفت ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۸ - شمع آمد و گفت: از سر دردی که مراست
گوهر بعدی:شماره ۱۰۰ - شمع آمد و گفت: سخت کوشم امشب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.