هوش مصنوعی:
شاعر در این ابیات از عشق و اضطراب ناشی از آن سخن میگوید و بیان میکند که هر نفسی گلی از جانش رفته است. او شکر خدا را بهجا میآورد که آنچه در جانش است، قابل بیان نیست و هرچه گفته شده، تنها بخشی از احساسات اوست.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی دارد. همچنین، زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۳۱ - دل میبینم عاشق وآشفته ازو
دل میبینم عاشق وآشفته ازو
جان هر نفسی گلی دگر رُفته ازو ۱
شکر ایزد را که آنچه در جان من است
در گفت نیاید این همه گفته ازو ۲
جان هر نفسی گلی دگر رُفته ازو ۱
شکر ایزد را که آنچه در جان من است
در گفت نیاید این همه گفته ازو ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۰۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۰ - تا روی چو آفتاب دلدار بتافت
گوهر بعدی:شماره ۳۲ - یا رب ز خور و خفت چه میباید دید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.