هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که در آن شاعر از پردههای راز و نور سخن میگوید و مخاطب را به گذر از ترسها و دیدن حقیقت دعوت میکند. استاد در این شعر به شاگرد میگوید که برای رسیدن به نور حقیقت باید از خودگذشتگی کند و به درون بیاید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
رسیدن سالك با پرده اول
میبرید او راه خود در پرده باز
تا مگر پیدا شود در پرده راز ۱
اولین پرده ز نور تاب دید
چون نظر کرد اندران پرتاب دید ۲
بود نوری شعله زن در پرده در
گر نبینی آن تو باشی پرده در ۳
بود نوری سبز با او تاب دار
در صفت مانند حوضی آب دار ۴
گفت ای استاد ای تو پرده در
چیست با من تو بیان کن این خبر ۵
گفت ای مسکین مترس و اندر آی
تا ترا بر فرق افتد نور ورای ۶
چند ترسان باشی و بیخود شوی
نیک میبین تا نباشی در بدی ۷
خود مبین تا این همه کم گرددت
قطره دریا بهم کم گرددت ۸
در سلوک آتش طبعی ممان
سرّ ما را هم ز ما تو بازدان ۹
تا مگر پیدا شود در پرده راز ۱
اولین پرده ز نور تاب دید
چون نظر کرد اندران پرتاب دید ۲
بود نوری شعله زن در پرده در
گر نبینی آن تو باشی پرده در ۳
بود نوری سبز با او تاب دار
در صفت مانند حوضی آب دار ۴
گفت ای استاد ای تو پرده در
چیست با من تو بیان کن این خبر ۵
گفت ای مسکین مترس و اندر آی
تا ترا بر فرق افتد نور ورای ۶
چند ترسان باشی و بیخود شوی
نیک میبین تا نباشی در بدی ۷
خود مبین تا این همه کم گرددت
قطره دریا بهم کم گرددت ۸
در سلوک آتش طبعی ممان
سرّ ما را هم ز ما تو بازدان ۹
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۹
۳۴۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حكایت استاد نقاش
گوهر بعدی:رسیدن سالك با پرده دوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.