هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد هجران و عشق نافرجام خود می‌نالد. او از بی‌وفایی معشوق، طالع شوریده، بخت بد و ناکامی‌های عاشقانه شکایت دارد. با این حال، عشق و شیفتگی او همچنان پابرجاست و حتی از توبه کردن از این عشق امتناع می‌ورزد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاشقانه پیچیده و احساسات عمیق است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۲۴ - آفتاب وصل جانان بر نمی آید مرا

آفتاب وصل جانان بر نمی آید مرا
وین شب تاریک هجران سرنمی آید مرا ۱

دل همیخواهد که جان در پایش افشانم ولی
یکنفس آن بیوفا بر سر نمی اید مرا ۲

طالع شوریده بین کان مایهٔ شوریدگی
بی خبر یکبار از در در نمی اید مرا ۳

ازطرب شیرینترست آن نوش لب لیکن حسود
قامت چون نخل او در بر نمی آید مرا ۴

بخت بدبین کز پیامی خاطر ما خوش نکرد
آرزوئی از نکویان بر نمی آید مرا ۵

زرد شد برک نهال عیش در دل سالهاست
لاله رخساری بچشم تر نمی آید مرا ۶

من زرندی و نظر بازی نخواهم توبه کرد
هیچ کاری فیض ازین خوشتر نمی آید مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳ - یکنفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۵ - ای که در این خاکدان جان و جهانی مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.