هوش مصنوعی:
این شعر بیانگر عشق عمیق و شدید شاعر به معشوق است. او زندگی بدون عشق را بیمعنا میداند و تمام وجودش را وقف این احساس کرده است. شاعر از بیقراری، مستی و شور عاشقی سخن میگوید و تأکید میکند که بدون عشق، هیچ کاری برایش ممکن نیست. او حتی حاضر است جان خود را در راه عشق فدا کند و تنها چیزی که برایش ارزش دارد، حدیث عشق است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فداکاری در راه عشق و مستی ناشی از عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۳ - یکنفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا
یکنفس بی یاد جانان بر نمی آید مرا
ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا ۱
سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی
جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا ۲
هم محبت جان ستاندهم محبت جان دهد
بی محبت هیچ کاری بر نمی آید مرا ۳
شربت شهد شهادت کی بکام دل رسد
ضربتی از عشق تا برسر نمی آید مرا ۴
جان بخواهم دادآخر در ره عشق کسی
هیچ کار از عاشقی خوشتر نمی آید مرا ۵
تانفس دارم نخواهم داشت دست ازعاشقی
یکنفس بی عیش و عشرت سرنمی آید مرا ۶
غیروصف عاشق و معشوق و حرف عشق فیض
درّی از دریای فکرت بر نمی آید مرا ۷
گر سخن گویم دگر از عشق خواهم گفت و بس
جز حدیث عشق در دفتر نمی آید مرا ۸
ساعتی بی شور و مستی سرنمی آید مرا ۱
سربسر گشتم جهانرا خشک وتر دیدم بسی
جز جمال او بچشم تر نمی آید مرا ۲
هم محبت جان ستاندهم محبت جان دهد
بی محبت هیچ کاری بر نمی آید مرا ۳
شربت شهد شهادت کی بکام دل رسد
ضربتی از عشق تا برسر نمی آید مرا ۴
جان بخواهم دادآخر در ره عشق کسی
هیچ کار از عاشقی خوشتر نمی آید مرا ۵
تانفس دارم نخواهم داشت دست ازعاشقی
یکنفس بی عیش و عشرت سرنمی آید مرا ۶
غیروصف عاشق و معشوق و حرف عشق فیض
درّی از دریای فکرت بر نمی آید مرا ۷
گر سخن گویم دگر از عشق خواهم گفت و بس
جز حدیث عشق در دفتر نمی آید مرا ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲ - آنچه را از بهر من او خواست آن آید مرا
گوهر بعدی:غزل ۲۴ - آفتاب وصل جانان بر نمی آید مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.