هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و تأثیر عمیق او بر جهان و دلها را بیان مینماید. شاعر از عشق و وفا سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند و غمش را بزداید. همچنین، تضاد بین عشق نقدی و انتظار فردا و تفاوت بین صحبت حبیب و نصیحت دیگران را مطرح میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۷۴ - بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت
بدل و بجان زد آتش سبحات حسن و زیبت
بجهان فکند شوری حرکات دلفریبت ۱
دل عالمی زجا شد زتجلی جمالت
دو جهان بهم برآمد زکرشمهٔ غریبت ۲
تو گل کدام باغی چه شود دهی سراغی
که برم بدیده و سر نه بدامن بجیبت ۳
گل گلشن وفائی همه مهری و وفائی
چه شود که گوش داری بفغان عندلیبت ۴
بنشین دمی به پیشم برهان دمی زخویشم
بحلاوت خطانت بملاحت عتیبت ۵
بنشین دمی و بنشان غمی از دل پریشان
بنوید لطف و احسان که بمردم از تهیبت ۶
بنشین دمی و برخیز بزن آتشی و بکریز
بکجا روی که من دست ندارم از رکیبت ۷
دل من نمی شکیبد زجمال دوست زاهد
تو که طالب بهشتی تو و وعده و شکیبت ۸
من و رو برو و نقدا تو و انتظار فردا
من و صحبت حبیبم تو و نسیه و نصیبت ۹
بدر تو فیض آمد بامید آنکه یابد
زعطای بیشمارت زنوال بی حسیبت ۱۰
بجهان فکند شوری حرکات دلفریبت ۱
دل عالمی زجا شد زتجلی جمالت
دو جهان بهم برآمد زکرشمهٔ غریبت ۲
تو گل کدام باغی چه شود دهی سراغی
که برم بدیده و سر نه بدامن بجیبت ۳
گل گلشن وفائی همه مهری و وفائی
چه شود که گوش داری بفغان عندلیبت ۴
بنشین دمی به پیشم برهان دمی زخویشم
بحلاوت خطانت بملاحت عتیبت ۵
بنشین دمی و بنشان غمی از دل پریشان
بنوید لطف و احسان که بمردم از تهیبت ۶
بنشین دمی و برخیز بزن آتشی و بکریز
بکجا روی که من دست ندارم از رکیبت ۷
دل من نمی شکیبد زجمال دوست زاهد
تو که طالب بهشتی تو و وعده و شکیبت ۸
من و رو برو و نقدا تو و انتظار فردا
من و صحبت حبیبم تو و نسیه و نصیبت ۹
بدر تو فیض آمد بامید آنکه یابد
زعطای بیشمارت زنوال بی حسیبت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۸۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۳ - یک نظر مستانه کردی عاقبت
گوهر بعدی:غزل ۷۵ - بکجا روم زدستت بچه سان رهم زشستت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.