هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات شاعر درباره گناه، امید به بخشش الهی، عشق به معشوق و تسلیم در برابر قضای خدا می‌پردازد. شاعر از دردها و غم‌های خود سخن می‌گوید، اما امیدوار است که نور تجلی حق او را روشنایی بخشد. همچنین، زیبایی معشوق و یاد خدا را در نظاره‌ی او می‌بیند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات به گناه و توبه نیاز به درک بالاتری از مفاهیم دینی و فلسفی دارد.

غزل ۸۵ - مرا که دل زغم معصیت ورق و رقست

مرا که دل زغم معصیت ورق و رقست
امید نور تجلی زحق طبق طبق است ۱

غمم ازو بود و شادمانی دل او
زیمن دوست همه درد من بیک نسق است ۲

گناه ما چو خجالت در آسمان افکند
که بارش اینهمه کرد و هنوز در عرقست ۳

سپهر نیست که دود دل عزیز انست
نشان خون دلست اینکه بر افق شفق است ۴

نهم قضای خداوند را سر تسلیم
که بنده را زکتاب خدا همین سبق است ۵

فروغ حسن تو را هست سوی حق روشن
که این صباحت آن آفتاب را فلق است ۶

جواهر و در و زیور ابر کف حوران
نثار روی ترا زآسمان طبق طبق است ۷

تو گر فرشته و حوری و گر بشری
مپوش روی که نظاره تو یاد حق است ۸

سخن تمام نگردد زیک غزل ای فیض
اگرچه گفته تو صفحه دو صدورق است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۴ - آهنگ جانان کرد جان ایمطرب آهنگی بس است
گوهر بعدی:غزل ۸۶ - بندهٔ او من و او خدای منست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.