هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و مستی، دل‌باختگی و رنج‌های عشق سخن می‌گوید. او از جدایی و درد عشق می‌نالد، اما در عین حال از این حالت روحی لذت می‌برد و آن را بخشی از تجربه عاشقی می‌داند. همچنین، اشاره‌هایی به موسیقی و مستی معنوی دارد که نشان‌دهنده حالات روحی شاعر است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به مستی و رنج‌های عشق ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.

غزل ۸۴ - آهنگ جانان کرد جان ایمطرب آهنگی بس است

آهنگ جانان کرد جان ایمطرب آهنگی بس است
دیوانه شد دل زان پری دیوانه را رنگی بسست ۱

ما مست پیغام وئیم شیدای دشنام وئیم
صلح از برای مدعی ما را از او جنگی بس است ۲

کی بیخودان بوی او دارند تاب روی او
در دست ما آشفتگان از زلفش آونگی بس است ۳

مطرب نوا را ساز کن برگ و نوا آغاز کن
گو جان و دل پرواز کن ما را بت سنگی بس است ۴

سنگین دلا سنگین دلا با ما مکن جور و جفا
ماخستگان نازک دلیم این شیشه راسنگی بس است ۵

دل بیخودی آغاز کرد آهنگ رفتن ساز کرد
یا آه درد آلوده یا نغمه چنگی بس است ۶

از عشق جانان سرخوشیم بگذار تا خواری کشیم
تا می نمیخواهیم ما عشاق را ننگی بس است ۷

ما در درون دل خوشیم گودر برون تنگی کشیم
وسعت جه باشد سینه را جا کلبهٔ تنگی بس است ۸

هر کس بود در کار خود فیض و خیال یار خود
زهاد را بوئی بس و عباد را رنگی بس است ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۳ - یارب چمن حسن تو خرم زچه آبست
گوهر بعدی:غزل ۸۵ - مرا که دل زغم معصیت ورق و رقست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.