هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به وحدت وجود و جلوههای گوناگون حق در جهان میپردازد. شاعر بیان میکند که هر ذره از جهان نمایانگر حقیقت الهی است و عاشقان راستین این حقیقت را در درون خود مییابند. همچنین، تفاوت نگاه عاقلان و عاشقان به حق، اهمیت عشق و شوق درونی، و بیپناهی واقعی انسان بدون سایهی حق از دیگر مضامین این شعر است.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به پیشزمینهی فکری و تجربهی زندگی نیاز دارند.
غزل ۱۱۱ - ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
یک بیک بر وحدت ذاتش گواهی دیگر است ۱
اهل دل ببنند در هر ذره از حق جلوه
هر دم ایشانرا برخسارش نگاهی دیگر است ۲
دیده حق بین نه بیند غیر حق در هر چه هست
لاجرم او را بهر جا سجده گاهی دیگر است ۳
عاقلان جویند حق را در برون خویشتن
عاشقانرا از درون با دوست راهی دیگر است ۴
مینماید جلوه او در هر چه دارد هستیئی
لیک او را پیش خوبان جلوه گاهی دیگر است ۵
آنچه مطلوبست یکچیزست نزد هر که هست
لیک هر کس را بهرچیزی نگاهی دیگر است ۶
عاشقانرا در درون جان زشوقش نالهاست
هر نفس کایشان زنند آن دود آهی دیگر است ۷
صبر برهجران آن آرام جان باشد گناه
زنده بودن در فراق او گناهی دیگر است ۸
نیست کس را غیرظل حق پناهی در جهان
گر چه جاهل را گمان کورا پناهی دیگراست ۹
گر غنی را از متاع اینجهان عزاست و جاه
بینوا را روز محشر عزوجاهی دیگراست ۱۰
پادشاه صورت ار دارد سپاه بیکران
از ملک درویش آگه را سپاهی دیگراست ۱۱
فیض را یکسو و یکرویست تا باشد نظر
گر چه هر سویش بهر رو قبله گاهی دیگر است ۱۲
یک بیک بر وحدت ذاتش گواهی دیگر است ۱
اهل دل ببنند در هر ذره از حق جلوه
هر دم ایشانرا برخسارش نگاهی دیگر است ۲
دیده حق بین نه بیند غیر حق در هر چه هست
لاجرم او را بهر جا سجده گاهی دیگر است ۳
عاقلان جویند حق را در برون خویشتن
عاشقانرا از درون با دوست راهی دیگر است ۴
مینماید جلوه او در هر چه دارد هستیئی
لیک او را پیش خوبان جلوه گاهی دیگر است ۵
آنچه مطلوبست یکچیزست نزد هر که هست
لیک هر کس را بهرچیزی نگاهی دیگر است ۶
عاشقانرا در درون جان زشوقش نالهاست
هر نفس کایشان زنند آن دود آهی دیگر است ۷
صبر برهجران آن آرام جان باشد گناه
زنده بودن در فراق او گناهی دیگر است ۸
نیست کس را غیرظل حق پناهی در جهان
گر چه جاهل را گمان کورا پناهی دیگراست ۹
گر غنی را از متاع اینجهان عزاست و جاه
بینوا را روز محشر عزوجاهی دیگراست ۱۰
پادشاه صورت ار دارد سپاه بیکران
از ملک درویش آگه را سپاهی دیگراست ۱۱
فیض را یکسو و یکرویست تا باشد نظر
گر چه هر سویش بهر رو قبله گاهی دیگر است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۰۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۰ - بیابیا که دلم در هوات بیمار است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۲ - ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.