هوش مصنوعی: شاعر در این متن از عشق و فراق یار خود می‌گوید و درد دوری و اشتیاق به وصال را بیان می‌کند. او از غم و اندوه خود سخن می‌گوید و از یار می‌خواهد که به او توجه کند. همچنین، شاعر به مخاطب هشدار می‌دهد که از دنیای فریبنده دوری کند و به حق بپیوندد.
رده سنی: 15+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، برخی از ابیات حاوی هشدارهای اخلاقی و معنوی هستند که برای سنین بالاتر مناسب‌تر است.

غزل ۱۱۰ - بیابیا که دلم در هوات بیمار است

بیابیا که دلم در هوات بیمار است
بخور غمم که سراپایم از غمت زار است ۱

برس برس که زغمزه نماند جز نفسی
بوصل خویش بمن زس که عمر بسیار است ۲

مرا زنور حضورت دمی ممان با من
که بیرخت نفسی گر برآورم نار است ۳

بغیر تو چو نشینم دمی شوم تیره
زپیش تو روم از یکنفس دلم تار است ۴

شوم صبور چو از تو سزای من هجران
اگر شوم زدرت دور جای من داراست ۵

بغیر حرف تو حرفی اگر زنم یاوه است
بغیر کاری تو کاری اگر کنم بار است ۶

بغیر یاد تو یادی اگر کنم تاوان
بغیر نام تو نامی اگر برم عار است ۷

تو ای که کار نداری جمال خوبان بین
مرا مهم تر ازین کار و بار بسیار است ۸

سپاه دیو نشسته است در کمینگه عمر
دلا مخسب که چشم حریف بیدار است ۹

مجو گشاد ز زلفی که کج مج و تیره است
شفا مخواه زچشمی که مست و بیمار است ۱۰

بهر چه مینگری روی حق در آن می بین
که از پرستش اغیار یار بیزار است ۱۱

نوید چارهٔ بیچارگان بفیض رسان
که تا بچاره رسیدن حیات ناچار است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۳۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۰۹ - چراغ کلبه عاشق خیال دلدار است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۱ - ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.