هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق، غم، و وصال سخن میگوید. او از زیبایی معشوق، رنج عشق، و بیقراری روح خود مینویسد و در نهایت به تسلیم در برابر عشق و نوشیدن باده به عنوان راهی برای فراموشی غم اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و احساسی عمیق است که ممکن است برای نوجوانان کمسال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند غم و بادهنوشی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۱۲ - ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
ما را زباغ حسن تو حسرت ثمر بس است
از قلزم غم تو محبت گهر بس است ۱
گلزار وصل نبود اگر خار غم خوش است
از کشت عمر حاصل ما اینقدر بس است ۲
دوزخ چه حاجتست چو یک آه برکشم
سوزیم پاک سوخته را یک شرر بس است ۳
میزان چه میکنیم حساب از چه میدهیم
قانون عشق و کرده ما درنظر بس است ۴
ساقی بیار باده شکستیم توبه را
آمد بهار خوردن غم این قدر بس است ۵
تا کی دریم پردهٔ ناموس زیر دلق
یکباره پرده برفکنیم از حذر بس است ۶
آسوده باش فیض که در محشرت شفیع
سودای عشق در سرو آه سحر بس است ۷
از قلزم غم تو محبت گهر بس است ۱
گلزار وصل نبود اگر خار غم خوش است
از کشت عمر حاصل ما اینقدر بس است ۲
دوزخ چه حاجتست چو یک آه برکشم
سوزیم پاک سوخته را یک شرر بس است ۳
میزان چه میکنیم حساب از چه میدهیم
قانون عشق و کرده ما درنظر بس است ۴
ساقی بیار باده شکستیم توبه را
آمد بهار خوردن غم این قدر بس است ۵
تا کی دریم پردهٔ ناموس زیر دلق
یکباره پرده برفکنیم از حذر بس است ۶
آسوده باش فیض که در محشرت شفیع
سودای عشق در سرو آه سحر بس است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۱ - ذره ذره نور حق را جلوه گاهی دیگر است
گوهر بعدی:غزل ۱۱۳ - یار ما گر میل صحرا میکند، صحرا خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.