هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج عشق نافرجام و دشواریهای آن است. شاعر از دلگیری و مشکلات ناشی از عشق سخن میگوید و اشاره میکند که عشق بازی کار آسانی نیست و عاقلان راه آسودگی را برگزیدهاند. همچنین، او از پریشانی و غم درونی خود میگوید که ناشی از شرایط روزگار است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده و غمانگیز است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها نامناسب باشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۲۹ - دگر آزار مادر دل گرفتست
دگر آزار مادر دل گرفتست
دگر آسان ما مشکل گرفتست ۱
مباد آن دست گردد رنجه دل را
غم جان نه غم قاتل گرفتست ۲
دلم ناید که دست از جان بدارم
که در وی عشق او منزل گرفتست ۳
کنم اظهار اگر شور محبت
خرد گوید ره باطل گرفتست ۴
اگر پنهان کنم غم سینه گوید
که بر من کار را مشکل گرفتست ۵
چه مشکل بوده کار عشق بازی
ره آسودگی عاقل گرفتست ۶
پریشان گر بگوید فیض عجب نیست
ز وضع روزگار سر گرفتست ۷
دگر آسان ما مشکل گرفتست ۱
مباد آن دست گردد رنجه دل را
غم جان نه غم قاتل گرفتست ۲
دلم ناید که دست از جان بدارم
که در وی عشق او منزل گرفتست ۳
کنم اظهار اگر شور محبت
خرد گوید ره باطل گرفتست ۴
اگر پنهان کنم غم سینه گوید
که بر من کار را مشکل گرفتست ۵
چه مشکل بوده کار عشق بازی
ره آسودگی عاقل گرفتست ۶
پریشان گر بگوید فیض عجب نیست
ز وضع روزگار سر گرفتست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۸ - جان روشندلان که مظهر تست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۰ - جنونی در سرم ماوا گرفتست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.