هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و جنون ناشی از آن سخن میگوید. او احساس میکند که عشق به معشوق تمام وجودش را فرا گرفته و از زهد و تقوا دور شده است. همچنین، اشارهای به مینوشی و رهایی از قید و بندهای مذهبی دارد و خود را شیدایی میداند که راه جدیدی در پیش گرفته است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مینوشی و دوری از مسجد و منبر نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۳۱ - دلم دیگر جنون از سرگرفته است
دلم دیگر جنون از سرگرفته است
خیال شاهدی در بر گرفتست ۱
زسوز آتش عشق نگاری
سراپای وجودم در گرفتست ۲
زآه آتشینم در حذر باش
که دودش در همه کشور گرفتست ۳
سوی میخانه ام راهی نمائید
که دل از مسجد و منبر گرفتست ۴
اگر شیخم خبر پرسد بگوئید
که آن شیدا ره دیگر گرفتست ۵
صلاح و زهد و تقوی و ورع سوخت
زسر تا پایم آتش درگرفتست ۶
غلامت همت آنم که چون فیض
بیک پیمانه نرک سرگرفتست ۷
خیال شاهدی در بر گرفتست ۱
زسوز آتش عشق نگاری
سراپای وجودم در گرفتست ۲
زآه آتشینم در حذر باش
که دودش در همه کشور گرفتست ۳
سوی میخانه ام راهی نمائید
که دل از مسجد و منبر گرفتست ۴
اگر شیخم خبر پرسد بگوئید
که آن شیدا ره دیگر گرفتست ۵
صلاح و زهد و تقوی و ورع سوخت
زسر تا پایم آتش درگرفتست ۶
غلامت همت آنم که چون فیض
بیک پیمانه نرک سرگرفتست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۰ - جنونی در سرم ماوا گرفتست
گوهر بعدی:غزل ۱۳۲ - دلم با گلرخان تا خو گرفتست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.