هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از جستجوی معنوی و عشق به دوست (خدا) سخن میگوید. شاعر بیان میکند که بدون راهنمایی و جذبهی الهی، رسیدن به مقصود ممکن نیست و تنها با تسلیم شدن در برابر ارادهی دوست میتوان به او نزدیک شد. همچنین، تأکید بر ترک هوسهای دنیوی و نوشیدن از جام عشق الهی دارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و نیاز به درک بالغانه از رابطهی انسان با خداوند است. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم باشد.
غزل ۱۵۱ - سرکرده ایم پا بره جستجوی دوست
سرکرده ایم پا بره جستجوی دوست
کو رهبری که راه نماید بکوی دوست ۱
از بی نشان نشان ندهد غیر بی نشان
خود بی نشان شویم پی جستجوی دوست ۲
با پای او مگر بسپاریم راه او
ورنه بخویشتن نتوان شد بکوی دوست ۳
هر چند میرویم بجائی نمیرسیم
کو جذبه عنایتی از لطف خوی دوست ۴
بوئی زکوی دوست گر آید بسوی ما
در یکنفس زخویش توان شد بسوی دوست ۵
چل سال راه رفتی و در گام اولی
ای فیض هیچ شرم نداری زروی دوست ۶
تا چند مست باشی تو از باده هوس
یکجرعه هم بنوش زجام و سبوی دوست ۷
کو رهبری که راه نماید بکوی دوست ۱
از بی نشان نشان ندهد غیر بی نشان
خود بی نشان شویم پی جستجوی دوست ۲
با پای او مگر بسپاریم راه او
ورنه بخویشتن نتوان شد بکوی دوست ۳
هر چند میرویم بجائی نمیرسیم
کو جذبه عنایتی از لطف خوی دوست ۴
بوئی زکوی دوست گر آید بسوی ما
در یکنفس زخویش توان شد بسوی دوست ۵
چل سال راه رفتی و در گام اولی
ای فیض هیچ شرم نداری زروی دوست ۶
تا چند مست باشی تو از باده هوس
یکجرعه هم بنوش زجام و سبوی دوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۰ - سرشته اند در گلم الا هوای دوست
گوهر بعدی:غزل ۱۵۲ - حلقهٔ آن در شدنم آرزوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.