هوش مصنوعی:
شاعر در این متن بیان میکند که قادر به توصیف احساسات و تجربیات عمیق خود نیست و از ناتوانی در بیان رازهای دل و عشق سخن میگوید. او از ناگفتنیها و ناشناختنیها میگوید و تأکید میکند که برخی تجربیات فراتر از توصیف با کلمات هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۸۶ - از من و ما نمی توانم گفت
از من و ما نمی توانم گفت
صفت لا نمی توانم گفت ۱
شمهٔ گر بگویم از اسما
از مسمی نمی توانم گفت ۲
وصف آن بی جهت مپرس از من
حرف بی جا نمی توانم گفت ۳
گفتنی نیست وصف او نه همین
من تنها نمی توانم گفت ۴
سخن از راز دل مپرس که من
این سخن ها نمی توانم گفت ۵
گفته بودم که گویمت غم دل
گفتم اما نمی توانم گفت ۶
پیش چشمم ز بس که موج زنست
حرف دریا نمیتوانم گفت ۷
بر دلم بس که تنگ شد زغمش
حرف صحرا نمی توانم گفت ۸
از من مست حرف عقل مپرس
که من این ها نمی توانم گفت ۹
این بلاها که فیض دید از عشق
هیچ جا وا نمی توانم گفت ۱۰
صفت لا نمی توانم گفت ۱
شمهٔ گر بگویم از اسما
از مسمی نمی توانم گفت ۲
وصف آن بی جهت مپرس از من
حرف بی جا نمی توانم گفت ۳
گفتنی نیست وصف او نه همین
من تنها نمی توانم گفت ۴
سخن از راز دل مپرس که من
این سخن ها نمی توانم گفت ۵
گفته بودم که گویمت غم دل
گفتم اما نمی توانم گفت ۶
پیش چشمم ز بس که موج زنست
حرف دریا نمیتوانم گفت ۷
بر دلم بس که تنگ شد زغمش
حرف صحرا نمی توانم گفت ۸
از من مست حرف عقل مپرس
که من این ها نمی توانم گفت ۹
این بلاها که فیض دید از عشق
هیچ جا وا نمی توانم گفت ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۸۵ - دوش از من رمیده می رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۸۷ - من کجا جان برم زدست غمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.