هوش مصنوعی: این شعر بیانگر تسلیم و رضا در برابر تقدیر و عشق الهی است. شاعر از پذیرش هر آنچه پیش می‌آید سخن می‌گوید، حتی اگر با درد و رنج همراه باشد. او از عشق و فداکاری در راه معشوق، گذر از دنیای مادی و رسیدن به حقیقت، و پذیرش خطرات راه عرفان می‌گوید. همچنین، به گریه و زاری بی‌پاسخ و فروتنی در برابر خداوند اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به رنج و فداکاری نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارد.

غزل ۲۲۲ - ز خویش دست نداریم هرچه بادا باد

ز خویش دست نداریم هرچه بادا باد
سری ز پوست بر آریم هرچه بادا باد ۱

اگر چه تخم محبت بلا ببار آرد
ببوم سینه بکاریم هرچه بادا باد ۲

گذر کنیم ز جان و جهان بدوست رسیم
ز پوست مغز بر آریم هرچه بادا باد ۳

رهی که دیده‌وران پر خطر نشان دادند
بدیده ما بسپاریم هرچه بادا باد ۴

اگر چه گریهٔ ما را نمیخرند بهیچ
ز دیده اشک بباریم هرچه بادا باد ۵

اگر چه قابل عزت نه‌ایم از ره عجز
بر آستانش بزاریم هرچه بادا باد ۶

بقصد دشمن پنهان خویشتن دستی
ز آستین بدر آریم هرچه بادا باد ۷

کنیم محو ز خود نقش خود نگار نگار
بلوح سینه نگاریم هرچه بادا باد ۸

چو فیض بر سر خاک اوفتیم پیش از مرگ
عزای خویش بداریم هرچه بادا باد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۲۱ - داد از غم عشقت ای صنم داد
گوهر بعدی:غزل ۲۲۳ - تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.