هوش مصنوعی:
این متن بیانگر غم عمیق و بیپایانی است که در دل شاعر جای گرفته و نه قابل بیان است، نه قابل پنهان کردن و نه قابل شنیدن. شاعر از ناتوانی در بیان غم خود، بیقراری و بیخوابی ناشی از آن میگوید و در نهایت به سکوت و فروبستن لب توصیه میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک و مفاهیم انتزاعی مانند بیانناپذیری غم، برای مخاطبان با سن کمتر ممکن است دشوار باشد.
غزل ۲۴۶ - غمی هست در دل که گفتن ندارد
غمی هست در دل که گفتن ندارد
شنفتن ندارد نهفتن ندارد ۱
چو گفتن ندارد غم دل چگویم
چگویم غم دل که گفتن ندارد ۲
نهفتن ندارد غم دل چه پوشم
چه پوشم غم دل نهفتن ندارد ۳
شنفتن ندارد غم دل چه پرسی
چه پرسی غم دل شنفتن ندارد ۴
دلم چون غبار از تو دارد چه روبم
چه روبم غباری که رفتن ندارد ۵
شکفتن ندارد دلی کز تو گیرد
دلی کز تو گیرد شکفتن ندارد ۶
چه خوابی بچشمم نیاید چه خسبم
چه خسبم که این دیده خفتن ندارد ۷
ز درد نهان لب فروبند ای فیض
فرو بند لب را که گفتن ندارد ۸
شنفتن ندارد نهفتن ندارد ۱
چو گفتن ندارد غم دل چگویم
چگویم غم دل که گفتن ندارد ۲
نهفتن ندارد غم دل چه پوشم
چه پوشم غم دل نهفتن ندارد ۳
شنفتن ندارد غم دل چه پرسی
چه پرسی غم دل شنفتن ندارد ۴
دلم چون غبار از تو دارد چه روبم
چه روبم غباری که رفتن ندارد ۵
شکفتن ندارد دلی کز تو گیرد
دلی کز تو گیرد شکفتن ندارد ۶
چه خوابی بچشمم نیاید چه خسبم
چه خسبم که این دیده خفتن ندارد ۷
ز درد نهان لب فروبند ای فیض
فرو بند لب را که گفتن ندارد ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۵۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۵ - با هیچکس این کش مکش آن یار ندارد
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷ - سرم سودای سودائی ندارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.