هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از زیبایی‌های معشوق، لب‌های لعل‌گونه، زلف پریشان و مستی ناشی از شراب عشق سخن می‌گوید. همچنین، شاعر از حالات عاشقانه و بی‌خودی در آغوش معشوق و لذت‌های معنوی و عرفانی این رابطه صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مستی و شراب ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.

غزل ۲۵۲ - مستی ز شراب لب جانان مزه دارد

مستی ز شراب لب جانان مزه دارد
می خوردن از آن لعل بدخشان مزه دارد ۱

چون پرده بر اندازد از آن روی چه خورشید
بر گردنش آن زلف پریشان مزه دارد ۲

لعل لبش آندم که درآید به تبسم
شوریدن ما در شکرستان مزه دارد ۳

مستان چو درآید که شود ساقی مستان
در پای وی افتادن مستان مزه دارد ۴

آن دانه مشگین که سفیدست و بر آتش
بر عارض آن خسرو خوبان مزه دارد ۵

ظلمات بمان زلف برانداز و لبش بوس
خضر آب حیات از لب جانان مزه دارد ۶

یک شب اگرم تنگ در آغوش درآید
بیهوشی دل بی‌خودی جان مزه دارد ۷

ای فیض بگو شعر ازین گونه که در عشق
این نوع سخن‌های پریشان مزه دارد ۸

نی نی غلطم این چه سخن بود که گفتم
از روی بتان خواندن قرآن مزه دارد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۱ - خورشید فلک روشنی از روی تو دارد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳ - شهره شهر شود هر که جمالی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.